بىخواب مانده است . * * از دور ،
هردم صداى شحنهء شب ، مىرسد به گوش * هشدار مىدهد ،
بيدارماندگان را ، * زنهار مىدهد ،
اى خستگان بستر بيدار * آسوده باد خاطرتان
آسوده خفت بايدتان ، هموار * آسودگى ، به خفتن و آرام بودن است !
* در پاى اين سكوت و سياهى بىامان * فريادهاى عقدهگشا ، در گلو شكست
بس نالهها كه در دل بيدار ، * خفته ماند . . . !
پيغام راستين خروسان بالزن * اوجى گرفت و ليك به خورشيد ره نيافت .
* شب ، همچنان شب است . ! * امّا . . . ،
دل همچنان به وسوسهاى بىتاب * ياد از طلوع طلعت خورشيد مىكند . !
درخت
اى درخت ، رگ عصيان زمين ، * وقتى كه باد ، آهنگ پيچوتاب تو را ساز مىكند