تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1317

مساهمون:

ص١٣١٧
بىخواب مانده است . * * از دور ، هردم صداى شحنهء شب ، مىرسد به گوش * هشدار مىدهد ، بيدارماندگان را ، * زنهار مىدهد ، اى خستگان بستر بيدار * آسوده باد خاطرتان آسوده خفت بايدتان ، هموار * آسودگى ، به خفتن و آرام بودن است ! * در پاى اين سكوت و سياهى بىامان * فريادهاى عقده‌گشا ، در گلو شكست بس ناله‌ها كه در دل بيدار ، * خفته ماند . . . ! پيغام راستين خروسان بال‌زن * اوجى گرفت و ليك به خورشيد ره نيافت . * شب ، همچنان شب است . ! * امّا . . . ، دل همچنان به وسوسه‌اى بىتاب * ياد از طلوع طلعت خورشيد مىكند . !

درخت

اى درخت ، رگ عصيان زمين ، * وقتى كه باد ، آهنگ پيچ‌وتاب تو را ساز مىكند