تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1318

مساهمون:

ص١٣١٨
تفسير آبهاى جهان را ، * در گوش بىعنايت ابر ، آواز مىكنى . پنجه‌سايىات بر نطعِ آسمان * جان مايهء كدام شفقت را مىجويد تا زردى ملال از دم سبز تو بسترد * * خاتون خاك ! داغِ غريبِ زمينگيرى را ، تا چند * بر برگ دلواپسىهايت خواهى نگاشت ؟ هربار كه پاى در گل * فصول باد و خاك را ، در جستجوى يار سفر كرده ، پرسه مىزنى . * در طرح دل‌فريب تماشايت پاييز ، فصلِ صراحتِ مغموم را ، * چه دل‌انگيز مىكشى . عريانىِ آغوشت ، در يقينِ هجرتِ درد * گرم دل از خلسهء سپيد زمستان سرشارىِ بهار را ، بر زبان باغ * جارى مىكند . سايه‌گاهت ، خيمهء آرامش * كه قيلولهء راهيان هميشه پياده را ، به لالايى نسيم ، مىنوازد . * و آنگاه ، كه ميعادگاه ايمن دستانت راز پرواز ، بر مرغكان عشق مىخوانَد ، * تو ، در خاطر هزارهزار قنارى عاشق پرواز مىكنى .
*
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1318 | سيد محمد باقر برقعى