گرديد .
استاد دكتر خطيبى از ششم شهريورماه 1326 نيز به سمت افتخارى مديرعاملى شير و خورشيد سرخ سابق و هلال احمر فعلى منصوب و اين سمت را به مدت سى و دو سال تا بهمنماه 1357 بدون دريافت هيچگونه حقوق و پاداشى عهدهدار بود كه نتيجهء آن احداث صدها بيمارستان و درمانگاه و زايشگاه و آموزشگاههاى پرستارى و بهيارى و پرورشگاه ايتام و ديگر مؤسسات خيريه و امدادى بود كه امروز در خدمت جمهورى اسلامى ايران در سراسر نقاط كشور به كار مشغولند .
از آثار و تأليفات دكتر خطيبى ، كتاب فن نثر در ادبيات فارسى در دو جلد است كه جلد اول آن چاپ و در دانشگاههاى كشور تدريس مىشود و هماكنون در كار طبع و نشر جلد دوم آن است و در ضمن در نظر دارد كتاب فن نظم در ادبيات فارسى در دو مجلد تدوين و تأليف نمايد .
دكتر خطيبى با آنكه شاعرى توانا و در كار نظم تبحر دارد ، هيچگاه به شعر و شاعرى متظاهر نبوده و به قول خودش « هرگز چنين ادعايى نيز ندارم » . در اينجا مقدمهاى از يك منظومهء چند هزار بيتى او را در مورد زبان پرارج فارسى كه سروده است نقل مىكنم ، باشد تا ادبدوستان ابتكار گرانقدر او را در منظومهسرايى ارج نهند .
اى زبان فارسى
اى زبان پارسى افسونگرى * هرچه گويم از تو ، زان افزونترى
اين صداى توست كاندر گوش ماست * مىشناسم من ، صدايى آشناست
بانگ او وابانگى از فرهنگ توست * اين صداى پاى پيشاهنگ توست
در تكآور پاى و سر در پيش نه * تك روان را در قفاى خويش نه
نكتهپردازى فراخانديش باش * قهرمان داستان خويش باش
مىشتابد مركب چالاك تو * من عنان بربسته بر فتراك تو
دست چون يازم تو را با پاى لنگ * اندكى آهستهتر ، لختى درنگ
آنكه مىگفت از گذشت روزگار * رهنمونتر نيست هيچ آموزگار
بايد از تاريخ درس آموختن * پند جستن ، تجربت اندوختن
تو به فردوسى توان بخشيدهاى * از توان برتر ، روان بخشيدهاى