تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1243

مساهمون:

ص١٢٤٣

خامنه‌اى ( . . . - 1266 )

جعفر خامنه‌اى ، فرزند حاج شيخ على اكبر ، در سال 1266 هجرى شمسى در تبريز از مادر زاد ؛ علوم ادبيه و عربيه را در همان شهر از اساتيد بزرگ فراگرفت و زبان فرانسه را آموخت و با ادبيات اروپايى آشنايى يافت . خامنه‌اى در شمار آزادىخواهان بنام مشروطيت بود و اشعار پرشور و مهيج او در جرايد وزين آن عصر : حبل المتين ، چهره‌نما ، عصر جديد ، شمس ، و دانشكده به چاپ رسيده است و اين اشعار مشحون از اندرزهاى آموزنده و گرانبهاى ملى و نشان‌دهندهء افكار مترقى و آزادىخواهانهء او مىباشد . احمد كسروى در تاريخ مشروطهء خود از خامنه‌اى بدين‌گونه ياد كرده است : « اين هنگام كه شور و خروش در توده پيدا شده شعرهايى نيز به فارسى و تركى سروده مىشد و در كوچه و بازار و در سنگرها خوانده مىشد . راستى را هم اين‌گونه شعرهاست كه ارزش دارد و گويندهء آن كارى انجام داده است و اين است كه ما در تاريخ گاهى به آنها نيز مىپردازيم . در اين هنگام از شعرهايى كه شهرت يافته ، بر زبانها افتاده ، قصيده‌اى است كه دوست ديرين ما ميرزا جعفر خامنه‌اى سرودند و ما اينك بيتهايى را از آن در اينجا مىنگاريم . »

زاهدان ريايى

من اى خدا به تو نالم ز زاهدان ريايى * كه عالمى بفريبند با قبا و ردايى به خلق حرمت مىكنند ذكر ولى خود * ز خون بىگناهان مست هر صبا و مسايى به گاه موعظه آزار مور را نپسندند * به قتل و غارت شهرى كنند حكمروايى