تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1185

مساهمون:

ص١١٨٥
خوانندگان را به مقدمهء استاد شاهرخى بر " سرود درد " راهنمايى مىكنيم . حميد سبزوارى پس از پيروزى انقلاب در شوراى شعر وزارت ارشاد اسلامى عضويت يافت و مشغول كار شد و نيز با صدا و سيماى جمهورى اسلامى همكارى كرد . حميد در سرودن انواع شعر طبع‌آزمايى كرده و توانايى خود را نشان داده است . از اين شاعر دو مجموعه شعر به نامهاى " سرود درد " و " سرود سپيد " طبع و نشر يافته است .

شعر درى

شكسته‌خاطر و آشفته‌روزگار منم * شكوفه‌اى كه تبه شد به پاى خار منم مباد مرغ دگر همچو من اسير بلا * كه در حريم چمن در قفس دچار منم زمان زمام شكيب از كفم ربود و چو شمع * كنون ز سوز دل از ديده اشكبار منم به كشورى كه هنر نقشبند زور و زر است * عجب مدار كه عارى ز اعتبار منم شرف عنان قلم را رها نكرد ، به سست * كه در قلمرو ناموس شهريار منم به هر جريده مجو نقش ما كه در ره عشق * از اين صحائف مغشوش بر كنار منم بناى شعر درى را خراب مىخواهند * جماعتى كه ز افكارشان فكار منم سخن ز كهنه و نو مىرود نه زشت و نكو * خجل ز شيوهء طفلان تازه‌كار منم بيا ز كهنه و نو بگذريم و حق گوييم * به شيوه‌اى كه بر آن سيره رهسپار منم چو سربلندى شاعر ز حق‌پرستى اوست * به جان دوست كه شايان افتخار منم ذخيره‌ايست كلام درى عزيز « حميد » * بر اين ذخيرهء پرارج پاسدار منم كنون كه بىهنرى شرط نام‌برداريست * خوشم كه شاعر گمنام اين ديار منم

چكامه

شب چو اختر برفروزد آه اخگرزاى من * گوش تا گوش فلك را پر كند آواى من مرغ حق را نغمه خشكد در گلو چون بشنود * از تك درياى ظلمت بانك وا ويلاى من در حصار شب چنان نالم كه ديوار سكوت * بشكند تا پر شود از شش‌جهت غوغاى من آسمان را گو به طارم اختر و ماهى مباد * كاختر و ماه اوفتاد از چشم گوهرزاى من گر نبودى آستينم در ره سيل سرشك * سر به دامن مىنهادى اشك سيل‌آساى من رخنه آخر افكنم بر طاق اين قبرى حصار * بوالعجب هنگامه سازد دست استيلاى من