شاملو ) ، 12 - شعر و شاعران ، 13 - خروس هزاربال ، 14 - شعر زمان ( اخوان ثالث ) ، 15 - شعر زمان ( سهراب سپهرى ) . آثارى كه در دست چاپ دارد : دالانهاى بلند عصر ، از بامداد نقره و خاكستر ، شعر زمان ( فروغ فرخزاد ) ، شعر زمان ( نيمايوشيج ) ، ترانههاى بابا ، با طرز هندى ، مثنوى شهرزاد ، اندوه زيبا .
آيينهء مهر
برخيز و بياراى سخن ، گوش فراآر * بنيوش پيام پرى ، از روزن او را
آن روزن او را كه هرآيينه توان ديد * در پرتو آن ، آينهء روشن او را
آن آينهء روشن ، آن جام جهانبين * وان آينگى ، دامنه و دامن او را
آن شبنم ، بر سنبل و بر سورى دى را * وان ژالهء بر لاله و بر لادن او را
آن چشمهء سرچشمهء فيروزهء وى را * وان گوشهء در گوشهء بهرامن او را
آن « آنِ » پر از راز سخن ، راز نگاهش * در چشم و زبان ، نرگس او سوسن او را
آن كاو همه گوشند نواى « توِ » وى را * وان كاو همه چشمند شكوه « من » او را
* * گر پور و اگر دخت ، چه آزرم و چه شرقى * مه مادر از مهر و مه آبستن او را
آن مهر و . . . دل و دامن مهپرور وى را * وان ماه و . . . دل و ديدهء مهرآگين او را
آن مهر به دل از مهر ، آيينهء وى را * وان ماهِ به دست از ماه اورنجن او را
« شيرين » و « شكر » آن دو پرىماه پرىمهر * آن مهر سپاهان و مه ارمن او را
گر بهرهء « فرهاد » و اگر بهرهء « خسرو » * « شيرينِ » گهى از تو و گه از من او را
دلبند « دلافروز » و دلارام و « دلاراى » * دل بستن او را و دل آرستن او را
« كاوس - كى » و « سودابه » ، فريبا مه وى را * « دستان - زر » و « رودابه » شكيبا زن او را
از ديدهء « سودابه » يكى گلخن آتش * وز چشم « سياوشِ » يكى گلشن او را
آن مام « فرود » ش اگر آن ماه « سياوش » * با نام « جريره » زن آتش زن او را
وان زال زن داد كه زاريد ز بيداد * وان جامهء پرپَروَز و آن پرون او را
* * بنگر به انيرانىِ ايرانىپرور * بىپروا ، از پَروز ، پروردن او را
« تهمينه » و « رودابه » ، « فرنگيس » و « كتايون » * آن شير نران زى ، زنان زن او را