تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1159

مساهمون:

ص١١٥٩

سؤال بىجواب

من امشب سرخوشم ، مستم ، خرابم مىتوان گفتن * لبالب گرمىام ، شورم ، شرابم مىتوان گفتن ز فرط پايكوبى ذرّه‌سان در حالت و وجدم * سبكبارم ، سبك‌خيزم ، حبابم مىتوان گفتن گهى خندم ز وصل و گاه مىگريم ز هجرانش * گهى رعدم ، گهى برقم ، سحابم مىتوان گفتن به ديده اشك خونين دارم و بر لب غبار غم * به دل سوز و به سر دودم ، كبابم مىتوان گفتن ز تأثير مى گلگون به محفل روشنى بخشم * سريع و چابكم ، برقم ، شهابم مىتوان گفتن كيم من « حق‌شناسا » شاعرى شيدا و سردرگم * ز حيرانى ، سؤال بىجوابم مىتوان گفتن

رؤياى شاعر

شب پيشين من دلخسته به خوابت ديدم * كه در آن خواب تو بيهوده ز من رنجيدى ليك صد شكر خدا را به خلاف شب پيشين * تلفن كردى و احوال مرا پرسيدى