پيش آى كه خوبتر به گوش آيد * آهنگ لطيف و دلفزاى تو
وان عاطفههاى مرده جوش آيد * دلشيفته گردد از براى تو
گيرد ره وصل پا به پاى تو * پيش آى كه ماه سركشيد از كوه
و افتاد به روى چشمهء پرآب * بهبه چه خوش است سبزهء انبوه
وين لطف هوا و سايهء مهتاب * با اين سر گرم و ديدهء بىخواب
پيش آى كه تا نسيم شبگاهى * زان زلف سياه بوسه بردارد
مه با همه كبر و ناز و خودخواهى * بر خاك كف تو چهره بگذارد
هم خاك كف تو قبله پندارد * پيش آى كه با تو در ميان آرم
اين كهنه كتاب زندگانى را * گيرم ز درون و بر زبان آرم
نه يك نه دو صد غم نهانى را * افسانهء محنت جوانى را
پيش آى و ز بددلان كنارى گير * تا گرد به دامن تو ننشيند
بزم گل و طرف جويبارى گير * تا چشم تو لطف و حسن گل بيند
گل صحبت گل هماره بگزيند * پيش آى كه هيچكس در اينجا نيست
زين مردم خيره كار بىپروا * كس مانع بين صحبت ما نيست
من هستم و من فسانهء فردا * تو هستى و تو جمال بىهمتا
تو هستى و من شكستهء ايّام * من هستم و ليك بگذر از هر دو
بالاتر از اين دو گر گذارى گام * بينى دو جمال مىكشد پرتو
بينى كه جهان ، نو است و عالم نو
محبوس
باز سالى شد و پاييز رسيد * باز پاييز دلانگيز رسيد
باز شد دامن شمران پربرف * كوه توچال به سر چادر برف
باز گل زرد شد و لاله بريخت * هرچه رشتيم بهاران بگسيخت
باز سرمايهء گل رفت به باد * رخنه در خانهء گلها افتاد