حزين ( 1287 )
حسين حزين ، فرزند شيخ حسين ، معروف به مداح ، در سال 1327 هجرى قمرى در بروجرد ديده به جهان گشود . در آغاز جوانى مدت ده سال اوقات خود را به سير و سياحت و زيارت مصروف داشت و اين مسافرتها را با پاى پياده در ايران و خارج از ايران پيمود و در هرجا كه وارد مىشد با مشايخ طريقت و علماى شريعت ملاقات كرد و از فيض مصاحبت و مجالست آنان بهرهمند گرديد و در فراگرفتن علوم مجاهدت كرد و به اندازهء استعداد خود از دانشها بهره گرفت .
حزين آثارى چند از خود بهجا گذاشته است و آنچه از او طبع و نشر شده به شرح زير است : 1 - ديوان قصايد ادبى ، 2 - ديوان غزليات ، 3 - چكامههاى پارسى سره ، 4 - اندرزهاى پارسى سره ( نثر ) ، 5 - مثنوى تابش خورشيد ، 6 - دستور خداخواهى ، 7 - آتش عشق ، 8 - راز و نياز ، 9 - ساقىنامه يا آيينهء عبرت ، 10 - ديوان مدايح و مراثى ائمه اطهار ( ع ) ، 11 - تذكرهء حزين ( درباره شعراى بروجرد ) ، 12 - سرگذشت حزين ، 13 - خزانهء حزين ، 14 - انسانيت ، 15 - دوبيتىهاى سوز و گداز ، 16 - مثنوى مرصد الاسرار .
ديو دورنگى
آن دو ابروى كج دوست بپيوست به هم * دست داده دو كماندار قوىدست به هم
ديدگانت همه دم نعرهزن و خونريز است * كشورى را بزند اين دو نفر مست به هم
زاغ خال سيهات همدم طوطى لب است * اين دو ضد را چه كسى لانه فروبست به هم
عهد بىذوقى و هم توبه ز شاهدبازى * اين دو را ديدن رخسار تو بشكست به هم
از كمينگاه « حزين » ديو دورنگى برخاست * زاهد و شيخ ريا اين دو چو بنشست به هم