تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1108

مساهمون:

ص١١٠٨

اشك خونين

از دهان نمكين تو شكر مىريزد * يا در است آن هم از آن دُرج گهر مىريزد نقل نقلت چه حديث است كه هركس كه شنيد * به دهان گهرافشان تو ، زر مىريزد پيش درياى عطا و كرمت مىبينم * گنج پنهان‌شده و خاك به سر مىريزد زاغ كلكت به دهان شهد بلاغت دارد * يا كه طوطيست ز منقار شكر مىريزد من مى حبّ تو خواهم زچه‌رو ساقى دهر * جاى مى در قدمم خون جگر مىريزد گر بدين كوكبه آن كوكب رخشان آيد * جلوه‌اش آبروى شمس و قمر مىريزد گفتمش كيست بدين موهبت آيد ؟ گفتند : * مهدى است اينكه از او حشمت و فرّ مىريزد اين همان است كه گر تيغ كشد روز نبرد * از سر تيغ كجش فتح و ظفر مىريزد ز تبرّاى عدوى تو تبر را ديدم * ريشهء خصم بدانديش تو برمىريزد به تماشاى گلستان اگر آيد اين سرو * دستهء گل به سرش دست قدر مىريزد باغبان هر گل نورسته كه دارد در باغ * همچو جان در قدمش تازه و تر مىريزد به فراغش چه كنم گر نكنم گريه مدام ؟ * اشك خونين شب و روزم ز بصر مىريزد روشنىبخش چراغ شب دلها « حدّاد » * طرفه اشكيست كه هنگام سحر مىريزد

نوشته‌اند

اهل‌قلم كه درس الفبا نوشته‌اند * با طرز نغز و شيوهء شيوا نوشته‌اند سردفتر كلام خدا را به آب زر * بالاى صفحه با خط طغرا نوشته‌اند دزديده خال كنج لب يار و برده‌اند * در زير باىبسم اللّه عمدا نوشته‌اند مدّى به پاس يارى ياسين چو ذو الفقار * منّت نهاده بر سر اعدا نوشته‌اند در كاخ عدل با سرانگشت خونچكان * شرحى ز خون ناحق يحيى نوشته‌اند احوال طفل و مادر موسى به رود نيل * گر پى برى درست ، به معنا نوشته‌اند گاهى حديث دعوى فرعون گفته‌اند * گه سطرى از نبوّت موسى نوشته‌اند دربارهء مسيح ز انجيل لوحه‌اى * بر بارهء بلند كليسا نوشته‌اند از هدهد و صبا و سليمان و تخت او * ديباجه‌اى به قالى ديبا نوشته‌اند بشنو كه در معابد زردشتيان هنوز * نام كتاب زند و اوستا نوشته‌اند دربارهء شكستن بتها كنايه با * خط شكسته بر در بطحا نوشته‌اند