و تاريخ جندق و بيابانك ، رسالهاى در قافيه ، يادبودنامه تقىزاده ، و مجموعهء اشعار او به نام سرنوشت كه در سال 1351 به چاپ رسيد و قصيدهء معروف خاقانى ( فلك كجروتر است از خطا ترسا ) را به دستور پرفسور مار دانشمند روسى شرح كرد و از طرف او به دريافت نشان نايل گرديد .
جستجو
به جستجوى ورقپاره نامهاى ديروز * چو روزهاى دگر عمر خود هبا كردم
ز روزگار قديم آنچه كهنه كاغذ بود * گشودم از هم و آنسان كه بود تا كردم
از آن ميان قطعاتى ز نظم و نثر لطيف * كه يادگار بُد از دوستان جدا كردم
همه مدارك تحصيلى و ادارى را * رديف و جمع به ترتيب سالها كردم
كتابها كه به گرد اندرون نهان شده بود * به پيش روى برافشانده لابهلا كردم
ميان خرمن اوراقى اينچنين ناگاه * به بحر فكر درافتادم و شنا كردم
به هر ورق خطى از عمر رفته برخواندم * به هر قدم نگه خشم بر قفا كردم
نگاه كردم و ديدم كه نقد هستى خويش * چگونه صرف به بازار ناروا كردم
چگونه در سر بىارج و بىبها كارى * به خيره عمر عزيز گرانبها كردم
دريغ و درد كه چشم اوفتاده بود از كار * به كار خويشتن آن دم كه چشم وا كردم
برادران و عزيزان شما چنين مكنيد * كه من به عمر چنين كردم و خطا كردم
وعدهء خوبان
دلخوشم از وعدهاى كان ماه با ما مىكند * گرچه در ايفاى آن امروز و فردا مىكند
هركه را با دلبرى پيمانشكن افتاده كار * و اندر اين پيمانشكن دلبر چه با ما مىكند
تا نگردم چيره بر او تندخويى مىكند * تا نباشم نااميد از او مدارا مىكند
جاى جنگ و آشتى داند ولى زَ افسونگرى * قهر بى جا ناز بى جا مهر بى جا مىكند