تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1062

مساهمون:

ص١٠٦٢
هركه نيرومند شد در دادگاه حادثات * از قوانين امان مشمول استثنا نشد هركسى مردانه راه زندگى را درسپرد * بهر او اين راه راحت ، گاه رنج‌افزا نشد مشت‌زن را مشت‌خور پرورد زيرا در جهان * مشت‌زن پيدا نشد تا مشت‌خور پيدا نشد

ترانهء تو

ز خانه رفتى و غمخانه گشت خانهء تو * بيا كه بازنهم سر بر آستانهء تو به هركجا كه در اين خانه روى مىآرم * به ديده نقش رخ توست يا نشانهء تو بيا زلف و رخت اوفتم چو درنگرم * كه پيش آينه بر جاى مانده شانهء تو فضاى خانه دگر تار و غم‌فزاست به چشم * كه نيست روشنى طلعت يگانهء تو اگرچه غرق خموشيست كنج تنهايى * همان به گوش دلم مىرسد ترانهء تو به خانه ، بىتو نه آرام دارم و نه قرار * كه تنگ شد چو قفس بر من آشيانهء تو كنون چو مرغ غريبم به بام آزادى * كه خو گرفته دگر دل به دام و دانهء تو تو رفته‌اى و ندانى كه من ز اشك روان * چه دانه‌هاى گهر كرده‌ام روانهء تو نبود « حالت » بيدل به رفتنت راضى * ولى نگشت حريف تو و بهانهء تو
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1062 | سيد محمد باقر برقعى