تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1060

مساهمون:

ص١٠٦٠

ستمگر و ستمكش

بىجهت در اين جهان كاخ ستم بر پا نشد * بىسبب در جور دست جوركيشان وا نشد بىجهت بازار عدل و داد بىرونق نماند * بىسبب دكّان ظلم و جور پركالا نشد بىجهت شاخ جفا و جور بارآور نگشت * بىسبب چشم وفا و مهر خون‌پالا نشد بىجهت ميدان استبداد پروسعت نگشت * بىسبب شيپور استعمار پرآوا نشد بىجهت اين سيم‌قلب اندر جهان رايج نگشت * بىسبب اين روى زشت اندر نظر زيبا نشد بىجهت اين زهر در كام كسى شيرين نگشت * بىسبب اين شيوه از ذوق كسى شيوا نشد بىجهت اين غول در غار جهان پنهان نگشت * بىسبب اين بوم بر بام كسان پيدا نشد بىجهت دانش عدوى مردم گيتى نگشت * بىسبب موضوع صنعت بمب آتش‌زا نشد بىجهت دستور آزار كسى صادر نگشت * بىسبب فرمان ايذاء كسى امضا نشد تا ستمكش زير بار غارت و يغما نرفت * كار دزدان ستمگر غارت و يغما نشد تا ستمكش زير تيغ ظلم گردون خم نكرد * خون او بزم ستمگر را مى حمرا نشد تا ستمكش در تحمّل همسر سندان نگشت * مشت مشتى زيردست‌آزار پتك‌آسا نشد تا نگرديد آشكارا عجز موش اندر مصاف * گربه‌اى را بر در سوراخ او مأوا نشد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1060 | سيد محمد باقر برقعى