تا پر پرواز مرغ خانگى يك جا نريخت * هر شب و هر روز در يكجاى او را جا نشد
تا كسى چون موم نرمى را شعار خود نساخت * آلت دست گروهى بىسر و بىپا نشد
تا هنرمند از مقام خويشتن رخ برنتافت * تكيهگاه بىهنرها مسند و الا نشد
تا كه اندر سوختن پروانه بىپروا نگشت * شمع در سوزاندن پروانه بىپروا نشد
تا كه صاحبخانه از كالاى خود غافل نگشت * كار دزد خانگى دزديدن كالا نشد
تا نشد اسكندر از احوال دارا باخبر * خواستار آب و خاك كشور دارا نشد
جوركش تا اهل ظلم و جور را رسوا نخواست * جوركيش اندر ميان مرد و زن رسوا نشد
تا نهادِ آدمى آبستنِ غوغا نگشت * بزم گيتى زادگاه فتنه و غوغا نشد
تا بشر طبعا نگشت آماده بهر شورشى * زندگى بازيچهء اينگونه شورشها نشد
هركه در اين باغ نيرومند شد همچون چنار * پايمال اين و آن چون سبزهء صحرا نشد
هركه همچون بره بىآزار گرديد و ضعيف * شرّ گرگان قوىچنگ از سر او وا نشد
در محيط زندگى آنكو قوى شد چون نهنگ * بستهء دام بلا چون ماهى دريا نشد
شير را بار غم ما و شما نشكسته پشت * زان كه از اول چو خر رام شما و ما نشد
عاقبت سرپنجهء اعدا گلويش را فشرد * هركه تيغ او و بال گردن اعدا نشد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1061
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٠٦١