تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1061

مساهمون:

ص١٠٦١
تا پر پرواز مرغ خانگى يك جا نريخت * هر شب و هر روز در يكجاى او را جا نشد تا كسى چون موم نرمى را شعار خود نساخت * آلت دست گروهى بىسر و بىپا نشد تا هنرمند از مقام خويشتن رخ برنتافت * تكيه‌گاه بىهنرها مسند و الا نشد تا كه اندر سوختن پروانه بىپروا نگشت * شمع در سوزاندن پروانه بىپروا نشد تا كه صاحب‌خانه از كالاى خود غافل نگشت * كار دزد خانگى دزديدن كالا نشد تا نشد اسكندر از احوال دارا باخبر * خواستار آب و خاك كشور دارا نشد جوركش تا اهل ظلم و جور را رسوا نخواست * جوركيش اندر ميان مرد و زن رسوا نشد تا نهادِ آدمى آبستنِ غوغا نگشت * بزم گيتى زادگاه فتنه و غوغا نشد تا بشر طبعا نگشت آماده بهر شورشى * زندگى بازيچهء اين‌گونه شورشها نشد هركه در اين باغ نيرومند شد همچون چنار * پايمال اين و آن چون سبزهء صحرا نشد هركه همچون بره بىآزار گرديد و ضعيف * شرّ گرگان قوىچنگ از سر او وا نشد در محيط زندگى آنكو قوى شد چون نهنگ * بستهء دام بلا چون ماهى دريا نشد شير را بار غم ما و شما نشكسته پشت * زان كه از اول چو خر رام شما و ما نشد عاقبت سرپنجهء اعدا گلويش را فشرد * هركه تيغ او و بال گردن اعدا نشد