و عشقى را ملكه حكمت شعار و ترانههاى فكاهى را برادرش عباس حكمت شعار اجرا مىكرد .
حالت در سال 1325 آثار فكاهى خود را در دو مجلد ، تحت عنوان فكاهيات حالت منتشر كرد و رهى معيرى دربارهء آن اين شعر را ساخت :
به شعر اكثر گويندگان نيابى حال * رهى ترانهء حالت كه حالتى دارد
در همين سال حالت به كنگرهء نويسندگان ايران كه به رياست ملكالشعراء بهار تشكيل شده بود ، دعوت گرديد . در آنجا قصيدهء ستمگر و ستمكش و مثنوى توپ فوتبال را قرائت كرد كه مورد تشويق بهار و حاضران قرار گرفت .
حالت در اواخر 1325 به دعوت كمپانى اورگرين پيكچر همراه دو تن از هنرپيشگان ايرانى براى دوبله چند فيلم فارسى به هندوستان رفت و در آنجا هنگام فراغت از كار به تكميل زبان انگليسى پرداخت و پس از بيست ماه اقامت در بمبئى به ايران بازگشت و در سال 1327 در آبادان به استخدام ادارهء انتشارات شركت نفت درآمد و براى سه نشريهء شركت ، مطالب ادبى و تفريحى تهيه مىكرد .
حالت در سال 1329 با دختردايى خود ازدواج كرد و ثمره آن دو پسر به نامهاى ماهور و مانى است كه هر دو تحصيل كردهاند .
پس از ملى شدن صنعت نفت و متوقف شدن صدور آن به مدت سه سال ، حالت در اين فاصله به تحصيل زبان فرانسه پرداخت و آن را تكميل كرد و به دنبال آن كتاب شبح در كوچهء ميكلانژ ، اثر هانرى بردو را از فرانسه ترجمه و در مجلهء تهران مصور به چاپ رسانيد .
حالت در اواسط سال 1327 به تهران منتقل شد و در ادارهء روابط عمومى شركت نفت انجاموظيفه نمود و مديريت مجلهء صنعت نفت را به عهده گرفت و درعينحال همكارى خود را با مطبوعات همچنان حفظ كرد تا در سال 1353 بازنشسته گرديد .
حالت در آغاز انقلاب ، سرود جمهورى را ساخت و در نوزدهم آبان 1370 طى مراسم باشكوهى كه در تالار باشگاه بانك ملى براى بزرگداشت او برگزار شد و جمعى از دانشمندان و نويسندگان و شعرا حضور داشتند ، از او تجليل به عمل آمد و سرانجام در چهارم آبانماه سال 1371 چشم از جهان فروبست و با تجليل فراوان به خاك سپرده شد .
حالت ، شاعرى قدرتمند و توانا و دانشمندى محقق و مترجمى زبردست و ماهر بود كه با زبانهاى انگليسى و فرانسه و عربى تسلط و آشنايى كامل داشت و در سرودن انواع شعر