ياس و ياسمن
مدينه شد ز داغ مصطفى بيت الحزن امشب * فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب
مكن اى آسمان روشن چراغ ماه را كز كين * چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب
نه تنها ماتم جانسوز پرچمدار توحيد است * كه شد قتل جهانسوز امام ممتحن امشب
گهى گريم ز داغ جانگداز حضرت خاتم * گهى نالم چو نى در سوگ فرزندش حسن امشب
خدا شد ناخداى ملك حق در بحر توفانزا * كه شد درياى ديده در عزايش موجزن امشب
نمىدانم چه حالى مىكند پيدا امير عشق * چو مىسازد تن آن جان جانان را كفن امشب
اگر از شور ماتم اشك مىبارم عجب نبود * رود در خاك تيره خسرو شيريندهن امشب
شد از داغ دو ماتم قلب زهرا لالهگون خونين * كه در دشت بلا گم كرده ياس و ياسمن امشب
سرآمد بر همه غمهاست داغ ماتم خاتم * كه يكسر امّتى را رفت روح از ملك تن امشب
شرر زد « حافظى » بر دفتر دل خامهات كاينسان * كنى آتشفشانيها تو با سوز سخن امشب
عالىترين حماسه
اى مظهر اراده و اميد يا حسين * احياگر طريقهء توحيد يا حسين
اى ماه آسمان شهادت شهيد عشق * مهرت بود تجلّى اميد يا حسين
بر سر نهاده افسر سلطانى جهان * هركس غلام كوى تو گرديد يا حسين
گوش دلم به محفل عشّاق بىقرار * دائم سخن ز وصف تو بشنيد يا حسين