تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1014

مساهمون:

ص١٠١٤
« در دوران ما نيز در كرمان خواتينى هستند كه با برخوردارى از ارزشهاى مادرى و مقام متعالى معلمى در شعر و ادب نيز مشار بالبنانند و با سيه‌نرگسانى پر از شرم و رخانى پر از آزرم چون به راه سخن فراز آيند و شعرى بيارايند ، عنبر به من و شكر به خروار نثار مىآرند كه از آنان يكى جهان كرمانى ، پديدآورندهء جان جهان است » . خانم جهانگرد در زمينهء ادبيات كودكان نيز فعاليتهايى داشته و كتابهايى نيز تأليف كرده است ، از آثار اوست : بررسى و تحقيق درباره مثنوى گل و نوروز خواجوى كرمانى ، مجموعهء شعر لالايى ( به گويش كرمانى ) ، مجموعهء شعر براى كودكان ، راه مدرسه ( مجموعه مقالات و شعر و داستان آموزشى و تربيتى ) . اينك نمونه‌هايى چند از شعر او :

فردوسى فردوس‌آرا جاودان است

فرزانه‌اى از سرزمين سربلندان * بگرفته در آغوش خود مام وطن را گويد : اگر ايران ما برجا نباشد * زنده نمىخواهم شما و خويشتن را به شكوه تنديسش به عزم رزم و مردى * در خون كشانيده سپاه اهرمن را گويى كه صدها سال پير قصّه‌پرداز * در خود نشانده رستم آن گرد كهن را آرى به خاك اندر ولى بيدار و هشيار * هردم بر ايران هديه دارد جان و تن را گرد آمده خيل سخن‌دان و سخنور * تا برشمارد وصف سلطان سخن را گر تا قيامت بارها قامت نمايد * هربار ايرانى به پايش چهره سايد بىبارگى گويى نگهبان سوار است * چشمش هراسان و دوان اين سو و آن‌سوست پرخاش‌خر با دشمن دين در ستيز است * رزم‌آورى يزدان‌پرست و مردمىخوست تيغ كلامش ره چو بر بيگانگان بست * بىشك توان گفتن كه ايران را پدر اوست بنگر شكوه‌انگيز در شادى و در شور * رسم سخن‌پردازىاش الحق چه نيكوست يك‌سو تهمتن چيره بر اسفنديار است * يك‌سو همو غمگين به فكر نوشداروست ايران هنوز از جوشش خون سياووش * گلگون به اعجاز اديب پارسىگوست گر تا قيامت بارها قامت نمايد * هربار ايرانى به پايش چهره سايد