تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1005

مساهمون:

ص١٠٠٥
بزرگ اهل عالم ، باشد امشب كوچك مادر * على آن شير يزدان ، شيرخوار مادر است امشب ز شرق كعبه طالع شد جمال عالم‌آرايش * منوّر اين جهان از آن جمال انور است امشب شكافد كعبه را ديوار ، پيش از دست بگشودن * يداللّهى كه دستش از همه بالاتر است امشب ز مولود على شد فاش پنهان سرّ توحيدى * برون از پردهء اخفا جمال داور است امشب چه موسى تا به كى در كوه طورى رب‌ّارنيگو * على را بين كه در عالم خدا را مظهر است امشب امير مؤمنان مولاى مردان پير اهل دل * به نقش كودكى در كوى حق بازيگر است امشب على با آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى * به هرجا بود و اكنون همره پيغمبر است امشب حريم كعبه را كوچك مبين اى چشم ظاهربين * كه در معنى به وسعت همچو عرش اكبر است امشب شب قدر است امشب درك بايد كرد اين شب را * شب وصل است ياران ، يار جانى در بر است امشب دم از ايمان مزن اى شيخ ، اگر بىمهر مولايى * ندارد هركه مهر او به يزدان ، كافر است امشب اگر شاه جهانى ، رو گدايى كن به درگاهش * كه بر فرق گداى او ز رحمت افسر است امشب سر تعظيم بر درگاه آن شاهى فرود آور * كه جبريل امينش چاكر و فرمان‌بر است امشب اگر عشق على دارى ، سر و جان را فدايش كن * كه بين عاشقانش صحبت از جان و سر است امشب حريفان جمع در جمع‌اند و مستان از خودى بى خود * على ساقى و در جامش ، شراب كوثر است امشب
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1005 | سيد محمد باقر برقعى