بزرگ اهل عالم ، باشد امشب كوچك مادر * على آن شير يزدان ، شيرخوار مادر است امشب
ز شرق كعبه طالع شد جمال عالمآرايش * منوّر اين جهان از آن جمال انور است امشب
شكافد كعبه را ديوار ، پيش از دست بگشودن * يداللّهى كه دستش از همه بالاتر است امشب
ز مولود على شد فاش پنهان سرّ توحيدى * برون از پردهء اخفا جمال داور است امشب
چه موسى تا به كى در كوه طورى ربّارنيگو * على را بين كه در عالم خدا را مظهر است امشب
امير مؤمنان مولاى مردان پير اهل دل * به نقش كودكى در كوى حق بازيگر است امشب
على با آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى * به هرجا بود و اكنون همره پيغمبر است امشب
حريم كعبه را كوچك مبين اى چشم ظاهربين * كه در معنى به وسعت همچو عرش اكبر است امشب
شب قدر است امشب درك بايد كرد اين شب را * شب وصل است ياران ، يار جانى در بر است امشب
دم از ايمان مزن اى شيخ ، اگر بىمهر مولايى * ندارد هركه مهر او به يزدان ، كافر است امشب
اگر شاه جهانى ، رو گدايى كن به درگاهش * كه بر فرق گداى او ز رحمت افسر است امشب
سر تعظيم بر درگاه آن شاهى فرود آور * كه جبريل امينش چاكر و فرمانبر است امشب
اگر عشق على دارى ، سر و جان را فدايش كن * كه بين عاشقانش صحبت از جان و سر است امشب
حريفان جمع در جمعاند و مستان از خودى بى خود * على ساقى و در جامش ، شراب كوثر است امشب
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1005
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٠٠٥