تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 972

مساهمون:

ص٩٧٢

دفتر نادانى

وا نشد عقدهء دلها ز غزل‌خوانيها * بعد از اين دست من و زلف پريشانيها در بهارى كه گلشن داغ خزانى دارد * نشكفد گلبن امّيد به آسانيها واژهء عشق كه پنداشتمش آيت عقل * ثبت گرديده به سردفتر نادانيها رنگ بازد گل صد بوسه به گلخانهء دل * چون بلورين گل مهتاب به ويرانيها تا چراغ مه و مهر آينه‌داران غم‌اند * خجل آيينهء دلها ز چراغانيها جام بردار و ره شكوه بگردان « جاويد » * فصل گلبيز بهار است و گل‌افشانيها عن‌قريب است كه با عاطفت دختر رز * سركند چنگى دل ساز خوش‌الحانيها

غم‌انگيزان

تا كى گره ز ابروى خود وا نمىكنى * گمگشتهء تو چيست كه پيدا نمىكنى ديگر ز باغ ما گل ياسى نمىبرى * ياد از بهار سبز دل ما نمىكنى امروز را نويد وصالى نمىدهى * گل‌بوسه‌اى حوالهء فردا نمىكنى خطى بر ابروانِ شرابى نمىكشى * آرايشى ز چهرهء دنيا نمىكنى گوشم به زنگ و ديدهء حسرت در انتظار * امّا گذر به شاعر رؤيا نمىكنى تنها فروغ ديدهء بيدار ما تويى * چون شد كه ياد عاشق تنها نمىكنى تا زلف عشق را نكشد دست خاطرات * بزمى به باغ خاطره بر پا نمىكنى زورق شكسته عاشق « جاويد » تو منم * دريادلا ! كه روى به دريا نمىكنى

نگاه دريايى

اى خاطر گل اسير زيبايى تو * آيينه نظرباز خودآرايى تو وى چشمهء روشن صدفهاى هوس * با من چه كند نگاه دريايى تو

بستر آرزو

يك جرعهء مى از آن لب نوشم بخش * بوسى كه كند ز خود فراموشم بخش در بستر آرزو به لالايى عشق * يك برگ از آن گلبن آغوشم بخش