تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 963

مساهمون:

ص٩٦٣
هم مطاف ازكيا ، هم قبله‌گاه اتقياست * بر سر آن دوش ، پيدا از على خود جاى پاست نازم آن پا را كه جايش برترين پايه‌هاست * يا على ، اين كشتى افلاك را لنگر تويى عالم اسلام را در جبهه‌ها سنگر تويى * از بشر والاتر و برتر ز ملك بهتر تويى يا على ، آقا تويى ، مولا تويى ، سرور تويى * سر تويى ، افسر تويى ، اول تويى ، آخر تويى جلوهء حق منجلى از جلوهء رخسار توست * آيت حق منعكس از سيرت و رفتار توست ذكر و تسبيح ملائك حاصل گفتار توست * آدمى در هر مراحل عبد بىمقدار توست ارض مسكون ، چرخ گردون ، نقطهء پرگار توست * هر گلى در هركجا روييد ، بستانش تويى هر دلى ، در هركجا ناليد ، افغانش تويى * هر رهى را ، رهروى طى كرد ، پايانش تويى هركه دردى داشت در هر گوشه ، درمانش تويى * اى خوشا آن نابسامانى كه سامانش تويى هركسى را پادشاهى ، پادشاه من عليست * هركسى را تكيه‌گاهى ، تكيه‌گاه من عليست باغ فردوس برين و بارگاه من عليست * آسمان و اختران و مهر و ماه من عليست در ميان جمله رهها ، شاهراه من عليست * يا على « ثابت » به درگاهت پناه آورده است نامه‌اى پرمعصيت ، رويى سياه آورده است * التجا ، بىخانمانى ، پيش شاه آورده است مهرورزى تو را عذر گناه آورده است * بر اميد بخششت ، كوهى به كاه آورده است