شكوه
كس به قدر من از اين دهر جفا ديد ، نديد * ذلّت و نكبت و اندوه بلا ، ديد ، نديد
گله از مردم دونپرور دنيا چه كنم ؟ * كس از اين بىسروپا خلق ، وفا ديد ، نديد
بس دلم طعنه شنيد از كس و ناكس كه مپرس * ديده از مردم نامرد ، چها ديد ، نديد
دوست مىخواست به غرقاب بلا غرق شوم * شكر ، كاين آرزوى خويش روا ديد ، نديد
كمرى را كه فلك خم نتوانست كند * پيش اين مردم دون پشت دوتا ديد ، نديد
شكوه از دوست برم پيش چه كس غير خدا * كه دغلكارتر از دوست ، خدا ديد ، نديد
سر ما و قدم دشمن ازاينپس كه از او * هيچكس حيله بهعنوان صفا ديد ، نديد
در مدح مرد نامتناهى عالم امكان حضرت على ( ع )
مقصد خالق ز خلق عالم امكان عليست * باعث پيدايش مهر و مه و كيوان عليست
شهره در تقوا و فضل و دانش و ايمان عليست * روز هيجا ، يكّهتاز عرصهء ميدان عليست
آنكه با پروردگارش نشكند پيمان عليست * شاه مردان ، شير يزدان ، حيدر خيبرگشاست
تاجداران را پناه و ياور هر بينواست * كان علم و بحر فضل و معدن جود و سخاست
من ندانم او چه و پيغمبر اكرم چهاست * ليك مىدانم كه خود دست على دست خداست
اينكه سنگ و خاك و خشت كعبه باشد محترم * اينكه اوقات بشر در كعبه باشد مغتنم
اينكه نام كعبه شد مشهور بر بيت الحرم * هست از آنكه على آن شهريار محتشم
ديده بگشوده ميان كعبه از ملك عدم * دوش پيغمبر ستون و پايهء عرش خداست
بوسهگاه جبرئيل و سجدگاه انبياست