بازنشستگى كرد و تقاضايش مورد پذيرش قرار گرفت .
تابش ازآنپس كه بازنشسته شد اوقات خود را بيشتر صرف مطالعه و تحقيق مىگذراند ، بخصوص در نظر داشت دستور زبان فارسى تأليف كند و بدين كار اقدام كرد ، امّا توفيق انجام آن را نيافت و سرانجام در مهر ماه 1351 چشم از جهان فروبست .
متاع نو
عمر ما هرچند پايد ، بىگمان خواهيم رفت * يا زمانى بسترى يا ناگهان خواهيم رفت
مردمان بىشمر لغزيدهاند از راه راست * ما نلغزيديم زينرو شادمان خواهيم رفت
سرفرازانيم و سر بر آسمان خواهيم سود * چون ملائك تا به اوج كهكشان خواهيم رفت
در سحرگاهى كه آيد از جرس بانگ رحيل * ديگران در خواب و ما با كاروان خواهيم رفت
كاروان گفتار و كردار است يا پندار نيك * همره اين كاروان ما بىعنان خواهيم رفت
گل ز بستان رفت و بلبل همنشين خار شد * ما ز خارستان به گلزار جنان خواهيم رفت
با دل پاك و ضمير روشن اى صاحبدلان * اين طريق پرخطر را در امان خواهيم رفت
مىزدايد خواب ، رنج روح را از آدمى * پس چه افسوس ار به خواب بيكران خواهيم رفت
زين سپس يك نكته از شعر نوين خواهيم گفت * از پى گفتارهاى همگنان خواهيم رفت
نيست در بزم ادب جايى براى شعر نو * پس ز اشعار كهن با ارمغان خواهيم رفت
هر متاع نو به يارى بهتر از پيشين بيار * ور نيارى در صف واماندگان خواهيم رفت