تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 862

مساهمون:

ص٨٦٢
*
بهارا ! گرمى خورشيد را بر جان ما بنشان * بهارا ! كلبهء تاريك دهقان را منوّر كن بهارا ! گلشن ما را ز لطف خود مشجّر كن * بهارا ! بينوايان را لباس شوق بر تن كن بهارا ! آتش اميد را در سينه روشن كن * بهارا ! آن پرستو را به بام كلبه‌ام بازآر بهارا ! بار اندوه وِرا از دوش دل بردار * بهارا ! رحمتى ، كاشانه‌ام بىعشق او سرد است رخم زرد و دلم از كينه پردرد است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 862 | سيد محمد باقر برقعى