تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
محمود حسابى استاد دانشكدهء علوم به‌عنوان استاد دانشكدهء علوم و بعد در دانشكدهء ادبيات به تدريس زبان و ادبيات انگليسى مشغول كار شد و در بيستم ارديبهشت‌ماه سال 1346 بازنشسته گرديد . دكتر پسيان از نويسندگان ، شاعران و مترجمان توانا و نامورى است كه با زبانهاى فرانسه و انگليسى و عربى آشنايى و تسلط كامل دارد و آثارش در مجله‌هاى ايرانشهر ، مهر ، سخن ، جهان نو و دانش ، نشر يافت و نيز نمايشنامه‌اى از آثار جيمز الروى فلكر انگليسى به نام حسن يا جادهء زرين سمرقند ، و رمانى از آثار نويسنده معروف آمريكايى ا . ب . گژى ترجمه كرد و طبع و نشر شد و نيز ترجمهء منظوم بهشت گمشدهء ميلتون و رساله‌اى نيز راجع به عرفاى سدهء هفدهم در انگلستان از آثار اوست .

به ياد تبريز

هرچند زار و خسته‌دل از بار محنتم * قدر مرا بدانكه سراپا محبّتم آن جامهء وفا كه به افسانه‌ها از آن * صحبت كنند ، دوخته آمد به قامتم خارم به چشم خصم و ليكن چو برگ گل * نازك‌دل است در همه احوال آفتم سختم ولى چه سود كه در گيرودار عشق * يك قطره اشك سست كند پاى همّتم از يك نگاه كار دلم زار مىشود * اين بس به كارزار محبّت مهابتم « من پير سال و ماه نيم يار بىوفاست » * آوخ كه هيچ‌كس نشد آگه ز محنتم هرجا روم محبّت تبريز با من است * افزون شود علاقه ز بُعد مسافتم از شهد خاطرات تو اى مولد عزيز * شيرين شود مذاق در امصار غربتم گم‌گشته‌يوسفم من و در هيچ مصر نيست * جز در حريم انس تو امكان راحتم دارم ولاى خطّهء تبريز و دلخوشم * آباد يا خراب من از آن ولايتم

عشق و آزادى

آنجا كه عشق باشد و آزادى * هر محنتيست مايهء صد شادى تا دل خراب عشق بتان گرديد * حاشا كه دم زنيم ز آزادى بازآ كه از فراق تو سنگين‌دل * چو آهنم به كورهء حدّادى ما عاشقيم و عاشق مادرزاد * چونان كه حسن توست خدادادى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 810 | سيد محمد باقر برقعى