تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨

عاريت منما

گر نخواهى قطع گردد هر دو دستت فى المثل * بشنو از من پندى و بىگفتگو بنما عمل عاريت منما كتاب از هيچ‌كس حتى ز من * چون نخواهم داد مىرنجى همىگردم كسل

كتاب

مرا پير روشن‌ضميرى به خواب * يكى پند فرمود چون درّ ناب بگفت ار كه خواهى شوى كامياب * « پژوما » مجو مونسى جز كتاب

اسلوب صائب و كليم

ستارگان درخشان آسمان ادب * كه كاخ نظم از آنان شد استوار و قويم اگرچه از عدد و از شماره افزونند * « پژوم » طالب اسلوب صائب است و كليم