در عبادت شوى چو مستغرق * مات مانند انبياء عظام
چون به محراب پا نهى رويت * مىدرخشد چو مهر زرّينفام
برگزيده خداى مريم را * بر زنان زمان خويش تمام
ليك حق برگزيده است تو را * بر زنان از نخست تا فرجام
* *
آنكه مجموعهء فضائل بود * گشت آزردهخاطر از آلام
زان بلاها كه ريخت بر جانش * روز روشن به چشم وى شد شام
خسته پهلو و بازوان مجروح * اشكها سرخ و نالهها آرام
بعد مرگ پدر چه در دل داشت * كه بپژمرد اينچنين ناكام
اى دريغا كه در جوانى مرد * آنكه وى بود قبلهء اسلام
گاه ديدار روى فرزندان * كرد در زير خاك تيره مُقام
بيت وحى از غمش سيه پوشيد * اشكها ريخت ديدهء ايّام
با كه گويم كه دخت پيغمبر * دفن شد در مدينه شبهنگام
از كه پرسم كه از چه مىناليد ؟ * بعد مرگ پدر هماره مدام
چون ننالم كه تربت پاكش * نيست معلوم بر خواص و عوام ؟
عاقلان را اشارتى كافيست * لب فروبند « بهجتى » ز كلام
صبح اميد
در كوى دوست دل به دلارام مىرسد * تشويش مىگريزد و آرام مىرسد
غمگين مباش ، صبح درخشان آرزو * بعد از گذشت تيرگى شام مىرسد
صبح اميد مىشكفد از شب سياه * غمهاى ديرپاى به اتمام مىرسد
خورشيد روى يار برون آيد از حجاب * شادى شكفته ، با رخ پدرام مىرسد
در باغ جان بهار پر از لاله مىدمد * پاييز سخت و سرد به فرجام مىرسد
ياران ، خداى را ببريدم به بوستان * بوى گل و شكوفهء بادام مىرسد
جانم فداى مستى و آفات بىخودى * آن لحظهها كه لب به لب جام مىرسد
از جذبهء نگاه تو دل مست مىشود * تشويش مىگريزد و آرام مىرسد