تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
در عبادت شوى چو مستغرق * مات مانند انبياء عظام چون به محراب پا نهى رويت * مىدرخشد چو مهر زرّين‌فام برگزيده خداى مريم را * بر زنان زمان خويش تمام ليك حق برگزيده است تو را * بر زنان از نخست تا فرجام
* *
آنكه مجموعهء فضائل بود * گشت آزرده‌خاطر از آلام زان بلاها كه ريخت بر جانش * روز روشن به چشم وى شد شام خسته پهلو و بازوان مجروح * اشكها سرخ و ناله‌ها آرام بعد مرگ پدر چه در دل داشت * كه بپژمرد اين‌چنين ناكام اى دريغا كه در جوانى مرد * آنكه وى بود قبلهء اسلام گاه ديدار روى فرزندان * كرد در زير خاك تيره مُقام بيت وحى از غمش سيه پوشيد * اشكها ريخت ديدهء ايّام با كه گويم كه دخت پيغمبر * دفن شد در مدينه شب‌هنگام از كه پرسم كه از چه مىناليد ؟ * بعد مرگ پدر هماره مدام چون ننالم كه تربت پاكش * نيست معلوم بر خواص و عوام ؟ عاقلان را اشارتى كافيست * لب فروبند « بهجتى » ز كلام

صبح اميد

در كوى دوست دل به دلارام مىرسد * تشويش مىگريزد و آرام مىرسد غمگين مباش ، صبح درخشان آرزو * بعد از گذشت تيرگى شام مىرسد صبح اميد مىشكفد از شب سياه * غمهاى ديرپاى به اتمام مىرسد خورشيد روى يار برون آيد از حجاب * شادى شكفته ، با رخ پدرام مىرسد در باغ جان بهار پر از لاله مىدمد * پاييز سخت و سرد به فرجام مىرسد ياران ، خداى را ببريدم به بوستان * بوى گل و شكوفهء بادام مىرسد جانم فداى مستى و آفات بىخودى * آن لحظه‌ها كه لب به لب جام مىرسد از جذبهء نگاه تو دل مست مىشود * تشويش مىگريزد و آرام مىرسد