تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
از او شد به ايران‌زمين زنده باز * و ز اوييم اندر جهان سرفراز به نيروى انديشهء تابناك * به كيوان رسانيده ما را ز خاك

شكوائيه

اكنون كه در سراچهء امكانم * زار و نژند خاطر و پژمانم از واردات گردون فرسوده * در بوتهء حوادث بريانم بازيچه در بر جرياناتم * گوى غلطان ، چرخ چوگانم در پنجهء عوارض گوناگون * چون كشتىِ دچار به طوفانم قهر سپهر آمده دمسازم * جور فلك گرفته گريبانم ز ادراك وصل شاهد آزادى * مانا قرين حسرت و حرمانم از عمر بر بطالت بگذشته * در چنگل ندامت و خسرانم در جستجوى گوهر بهروزى * شيب و فراز گيتى پويانم گاهى به دام عشق گرفتارم * گه در كمند زلف پريشانم روزى غم وطن كندم رنجه * وقتى ز درد ملّت نالانم زارى من نه از پى ناكاميست * بر حال تيره‌روزان گريانم باور مكن كه تاب‌وتوانم نيست * پيكار با طبيعت نتوانم در معرض شدايد پيشامد * آهن‌مزاج و سخت چو سندانم گرچه ز قيد هستى آزادم * در كالبد مقيّد زندانم ز افزونى تلوّن احساسات * در اختيار مسلك حيرانم نه وصل يار آمده دارويم * نه نيل آرزو شده درمانم دلخواه من سعادت ايرانيست * من طالب ترقّى ايرانم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 567 | سيد محمد باقر برقعى