از او شد به ايرانزمين زنده باز * و ز اوييم اندر جهان سرفراز
به نيروى انديشهء تابناك * به كيوان رسانيده ما را ز خاك
شكوائيه
اكنون كه در سراچهء امكانم * زار و نژند خاطر و پژمانم
از واردات گردون فرسوده * در بوتهء حوادث بريانم
بازيچه در بر جرياناتم * گوى غلطان ، چرخ چوگانم
در پنجهء عوارض گوناگون * چون كشتىِ دچار به طوفانم
قهر سپهر آمده دمسازم * جور فلك گرفته گريبانم
ز ادراك وصل شاهد آزادى * مانا قرين حسرت و حرمانم
از عمر بر بطالت بگذشته * در چنگل ندامت و خسرانم
در جستجوى گوهر بهروزى * شيب و فراز گيتى پويانم
گاهى به دام عشق گرفتارم * گه در كمند زلف پريشانم
روزى غم وطن كندم رنجه * وقتى ز درد ملّت نالانم
زارى من نه از پى ناكاميست * بر حال تيرهروزان گريانم
باور مكن كه تابوتوانم نيست * پيكار با طبيعت نتوانم
در معرض شدايد پيشامد * آهنمزاج و سخت چو سندانم
گرچه ز قيد هستى آزادم * در كالبد مقيّد زندانم
ز افزونى تلوّن احساسات * در اختيار مسلك حيرانم
نه وصل يار آمده دارويم * نه نيل آرزو شده درمانم
دلخواه من سعادت ايرانيست * من طالب ترقّى ايرانم