بچهها نيز ز من مىپرسند * زان سؤالات كه دل سوزاند
وه چه دانى كه از اين پرسشها * چه كشم ، رنج ؟ - خدا مىداند
* *
مشق ننوشتهام آقا ديشب * زان كه در خانهء ما ، نفت نبود
طفلك از گفتن اين تلخسخن * گاه قرمز شود و گاه كبود
* *
آنكه از دست دهد مادر خويش * در ته درّهء غم غلطيدهست
وانكه ناكامى كودك بيند * درد جانسوزترى را ديدهست
* *
چه بگويم ؟ چه جوابى بدهم ؟ * درد مىگيرد از اين غصّه سرم
من كه پاسخ نتوانم دادن * لاجرم سوى افق مىنگرم