تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨

ماده تاريخ رحلت امام خمينى

قائد اعظم ما ، روح اللّه * آنكه از بهر خدا كرد قيام چارده روز چو رفت از خرداد * دورهء زندگىاش گشت تمام گفت « بنّا » به جمل تاريخش * « بندهء خوب خدا بود امام »
1368 شمسى

ماده تاريخ فوت غلامحسين يوسفى ، استاد دانشگاه

اى دريغ از فوت ناگاه ابرمردى كه بود * قدوهء اهل ادب ، يعنى جناب يوسفى با درايت ، اوستادى شاعر و فرزانه بود * شاهد اين ادّعا باشد كتاب يوسفى در مه آذر چو رفت از دار فانى با شتاب * شد دل ياران ، غمين از اين شتاب يوسفى الغرض « بنّا » پى تاريخ فوت وى بگفت * « حيف استاد رشيدى چون جناب يوسفى »
1369 شمسى

ماده تاريخ به مناسبت زلزله‌اى كه در تابستان 1369 در استانهاى گيلان و زنجان اتّفاق افتاد

ناگه از خشم طبيعت اوفتاد * لرزه بر جسم زمين با صد شتاب بيست و هفت ماه ذيقعده ، سحر * رودبار و رشت و زنجان شد خراب شهر منجيل و لوشان و ديلمان * گشت ويران و همه در اضطراب طارم عليا و سفلا هم‌زمان * گشته از بنياد ويران چون حباب آه كز جور سپهر كج‌مدار * شد به زير خاك جسم شيخ و شاب كشته و مصدوم شد خلقى كثير * زين مصيبت شد دل ياران كباب شدّت اين زلزله در نيمه‌شب * هفت و سه‌دهم بيامد در حساب خواستم تاريخ آن را از خرد * تا نويسم شرح آن را در كتاب عقل گفت و خامهء « بنّا » نوشت * « ناگهان گيلان و حومه شد خراب »
1410 قمرى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 558 | سيد محمد باقر برقعى