ماده تاريخ رحلت امام خمينى
قائد اعظم ما ، روح اللّه * آنكه از بهر خدا كرد قيام
چارده روز چو رفت از خرداد * دورهء زندگىاش گشت تمام
گفت « بنّا » به جمل تاريخش * « بندهء خوب خدا بود امام »
1368 شمسى
ماده تاريخ فوت غلامحسين يوسفى ، استاد دانشگاه
اى دريغ از فوت ناگاه ابرمردى كه بود * قدوهء اهل ادب ، يعنى جناب يوسفى
با درايت ، اوستادى شاعر و فرزانه بود * شاهد اين ادّعا باشد كتاب يوسفى
در مه آذر چو رفت از دار فانى با شتاب * شد دل ياران ، غمين از اين شتاب يوسفى
الغرض « بنّا » پى تاريخ فوت وى بگفت * « حيف استاد رشيدى چون جناب يوسفى »
1369 شمسى
ماده تاريخ به مناسبت زلزلهاى كه در تابستان 1369 در استانهاى گيلان و زنجان اتّفاق افتاد
ناگه از خشم طبيعت اوفتاد * لرزه بر جسم زمين با صد شتاب
بيست و هفت ماه ذيقعده ، سحر * رودبار و رشت و زنجان شد خراب
شهر منجيل و لوشان و ديلمان * گشت ويران و همه در اضطراب
طارم عليا و سفلا همزمان * گشته از بنياد ويران چون حباب
آه كز جور سپهر كجمدار * شد به زير خاك جسم شيخ و شاب
كشته و مصدوم شد خلقى كثير * زين مصيبت شد دل ياران كباب
شدّت اين زلزله در نيمهشب * هفت و سهدهم بيامد در حساب
خواستم تاريخ آن را از خرد * تا نويسم شرح آن را در كتاب
عقل گفت و خامهء « بنّا » نوشت * « ناگهان گيلان و حومه شد خراب »
1410 قمرى