تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧

ماده تاريخ فوت مهرداد اوستا

دريغا فروبسته شد ناگهان * دو چشمى كه بودش هزاران اميد دريغا شد از جمع اهل ادب * اديبى كه بودى وجودش مفيد دريغا كه از آسمان ادب * بشد اخترى رهنما ناپديد « اوستا » كه نامش بدى مهرداد * ز سوى خدا ارجعى چون شنيد به شوّال از اين دام پردرد و غم * به‌سوى جنان مرغ جانش پريد پى رحلتش كلك « بنّا » نوشت * « اوستا روانش به جانان رسيد »
1411 قمرى

ماده تاريخ فوت سپيده كاشانى

اى دل بنال امشب تا سر زند سپيده * زيرا « سپيدهء » ما پنهان شده ز ديده او شاعرى توانا ، خوش‌ذوق و بىريا بود * افسوس مرغ جانش از اين چمن پريده اهل ادب به سوگش از ديده خون فشانند * چون خاك جسم او را در كام خود كشيده ناگه به ماه شعبان از اين سراى فانى * سوى جهان باقى ، چون رفت آن سعيده تاريخ فوت او را « بنّا » به ناله گفتا * « روز ادب سيه شد ، با رفتن سپيده »
1413 قمرى

ماده تاريخ فوت استاد سيد حسن ميرخانى

اى دريغ از ميرخانى ، خوشنويس عصر ما * آنكه دادى خط نستعليق ما را آبرو در مه آذر چو بشنيد ارجعى از سوى حق * گفت لبّيك و روان شد سوى جنّت آن نكو خواست « بنّا » سال فوتش را ز جمعى خوشنويس * چون گلستان خطوط از او شدى خوشرنگ و بو شد يكى بيرون از آن جمع و پى تاريخ گفت * « جمع خطّاطان عزادارند از فقدان او »
1369 - 1 - 1370 شمسى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 557 | سيد محمد باقر برقعى