ماده تاريخ فوت مهرداد اوستا
دريغا فروبسته شد ناگهان * دو چشمى كه بودش هزاران اميد
دريغا شد از جمع اهل ادب * اديبى كه بودى وجودش مفيد
دريغا كه از آسمان ادب * بشد اخترى رهنما ناپديد
« اوستا » كه نامش بدى مهرداد * ز سوى خدا ارجعى چون شنيد
به شوّال از اين دام پردرد و غم * بهسوى جنان مرغ جانش پريد
پى رحلتش كلك « بنّا » نوشت * « اوستا روانش به جانان رسيد »
1411 قمرى
ماده تاريخ فوت سپيده كاشانى
اى دل بنال امشب تا سر زند سپيده * زيرا « سپيدهء » ما پنهان شده ز ديده
او شاعرى توانا ، خوشذوق و بىريا بود * افسوس مرغ جانش از اين چمن پريده
اهل ادب به سوگش از ديده خون فشانند * چون خاك جسم او را در كام خود كشيده
ناگه به ماه شعبان از اين سراى فانى * سوى جهان باقى ، چون رفت آن سعيده
تاريخ فوت او را « بنّا » به ناله گفتا * « روز ادب سيه شد ، با رفتن سپيده »
1413 قمرى
ماده تاريخ فوت استاد سيد حسن ميرخانى
اى دريغ از ميرخانى ، خوشنويس عصر ما * آنكه دادى خط نستعليق ما را آبرو
در مه آذر چو بشنيد ارجعى از سوى حق * گفت لبّيك و روان شد سوى جنّت آن نكو
خواست « بنّا » سال فوتش را ز جمعى خوشنويس * چون گلستان خطوط از او شدى خوشرنگ و بو
شد يكى بيرون از آن جمع و پى تاريخ گفت * « جمع خطّاطان عزادارند از فقدان او »
1369 - 1 - 1370 شمسى