تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢

كوچهء آيينه‌ها

بيا به كوچهء آيينه‌ها سرى بزنيم * به شوق آنكه سرى بر شود ، درى بزنيم به شوق ديدن روى خوش بنفشه بيا * قدم به وسعت باغ صنوبرى بزنيم به شكر همنفسى با كبوتران حرم * به زير گنبد فيروزه‌اى پرى بزنيم ز ديده محو شود رنگ پردهء اوهام * به سينهء دل اگر زخم باورى بزنيم نسوخت هيچ دلى از شرار سينهء ما * مگر ز پردهء دل ساز ديگرى بزنيم مجال تا به كف ماست عاشقانه بيا * گلوى تشنهء دل را به خنجرى بزنيم به شاخسار خوش زندگى كجاست روا * كه سنگ فتنه به بال كبوترى بزنيم چه مىشود اگر از روى ميل يك‌دم نيز * دمى به ياد دل دردپرورى بزنيم بس است باده ز جام حريف مست زدن * بيا ز شيشهء انديشه ساغرى بزنيم

در خلوت دل

چه زيباست روى تو در خواب ديدن * فروغ نگاه تو در آب ديدن چه زيباست رخسار خورشيدى تو * پس از پرده‌دارىّ مهتاب ديدن چه زيباست در چشمهء نور ، چشمت * شكوفايى روشن ناب ديدن چه زيباست دور از شكوه حضورت * نگاه تو در چشم احباب ديدن چه زيباست تصوير روحانى تو * به يكباره در پيكر قاب ديدن چه زيباست در خلوت دل نشستن * جمال تو دور از تب‌وتاب ديدن چه زيباست در جستجويى عطشناك * لب عاشقان تو سيراب ديدن چه زيباست در چشم دريايى تو * نگاه خروشان گرداب ديدن چه زيباست در اقتداى نمازم * تو را در تجلّاى محراب ديدن چه زيباست گر پا گذارى به چشمم * نشستن كنارى و سيلاب ديدن