كوچهء آيينهها
بيا به كوچهء آيينهها سرى بزنيم * به شوق آنكه سرى بر شود ، درى بزنيم
به شوق ديدن روى خوش بنفشه بيا * قدم به وسعت باغ صنوبرى بزنيم
به شكر همنفسى با كبوتران حرم * به زير گنبد فيروزهاى پرى بزنيم
ز ديده محو شود رنگ پردهء اوهام * به سينهء دل اگر زخم باورى بزنيم
نسوخت هيچ دلى از شرار سينهء ما * مگر ز پردهء دل ساز ديگرى بزنيم
مجال تا به كف ماست عاشقانه بيا * گلوى تشنهء دل را به خنجرى بزنيم
به شاخسار خوش زندگى كجاست روا * كه سنگ فتنه به بال كبوترى بزنيم
چه مىشود اگر از روى ميل يكدم نيز * دمى به ياد دل دردپرورى بزنيم
بس است باده ز جام حريف مست زدن * بيا ز شيشهء انديشه ساغرى بزنيم
در خلوت دل
چه زيباست روى تو در خواب ديدن * فروغ نگاه تو در آب ديدن
چه زيباست رخسار خورشيدى تو * پس از پردهدارىّ مهتاب ديدن
چه زيباست در چشمهء نور ، چشمت * شكوفايى روشن ناب ديدن
چه زيباست دور از شكوه حضورت * نگاه تو در چشم احباب ديدن
چه زيباست تصوير روحانى تو * به يكباره در پيكر قاب ديدن
چه زيباست در خلوت دل نشستن * جمال تو دور از تبوتاب ديدن
چه زيباست در جستجويى عطشناك * لب عاشقان تو سيراب ديدن
چه زيباست در چشم دريايى تو * نگاه خروشان گرداب ديدن
چه زيباست در اقتداى نمازم * تو را در تجلّاى محراب ديدن
چه زيباست گر پا گذارى به چشمم * نشستن كنارى و سيلاب ديدن