تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
يا كه آشفته از نهيب اجل * سنبل زلف تابدار تو را آوخ آن گيسوان چون زر ناب * كرده آذين دو لاله‌زار تو را اى دريغ آن زبان خوش كه بُدى * ترجمان جان هوشيار تو را نبرم من ز ياد و نتوان برد * واىواىِ شبان تار تو را نرمك آيم سوى وثاق تو شب * كه ببينم تن نزار تو را به كدامين ديار رفتى باز ؟ * كه ندانيم ره ديار تو را جان مسكين چگونه برتابد * فرقت تلخ ناگوار تو را من بيدل چسان دهم تسكين * مام غمگين داغدار تو را خيز و بازآ كه بيش طاقت نيست * خواهر زار اشكبار تو را چند خسبى كه چشم مانده به در * جمع ياران غمگسار تو را تو ز ما دور و ما به محنت صعب * دل‌وجان داده انتظار تو را كرده‌اى از عدم حصار و كسى * نگشايد به فن حصار تو را اگر آيى به خانه روبم پاك * به مژه خاك رهگذار تو را گرچه نادر خورند و مختصرند * جان فشانيم و دل نثار تو را اشك خونين اگر برافشانم * غرقه در خون كند مزار تو را غم ز تو يادگار ماند و رواست * دارم ار نيك يادگار تو را