انتظار
بيا كه ديدهام از انتظار لبريز است * كوير سينهء تفتيدهام عطشخيز است
شكوه رويش سُكرآور بهارانى * كه بىطراوت رويت ، بهار ، پاييز است
به باغ عاطفه عطر نگاه تو جاريست * مشام جان ز شميم تو عطرآميز است
هميشه خاطر ما آشيان ياد تو باد * كه در هواى تو پرواز خاطرانگيز است
بخوان كه نغمهء تو معجز مسيحاييست * نواى گرم تو شورآور و شكربيز است
دلم ز حلقهء مويت رها نمىگردد * كه گيسوان بلند بتان دلاويز است
ز كوچهسار ديار دلم عبور نكرد * به غير دوست كه اين كوچه كوى پرهيز است
بيا و بر دل آلودهام نگاهى كن * كه پيش عفو تو كوه گناه ناچيز است
باغ آرزو
راه باغ آرزو گم كردهام * بوى او را كو به كو گم كردهام
شاخ عريانم كه از جور خزان * برگ و بار و رنگ و بو گم كردهام
آسمان ديدهام ابرى شدهست * آفتابى پيشرو گم كردهام
سوختم امّا نياوردم به لب * عقدهء دل در گلو گم كردهام
دل كه در آغوش جانم جاى داشت * در خم گيسوى او گم كردهام
در خمار مستى و شوريدگى * هم پياله ، هم سبو ، گم كردهام
يافتم در خاك كويش آبرو * تا نگويى آبرو گم كردهام
با همه آشفتهحالى سرخوشم * خويش را در جستجو گم كردهام
ياد تو
نهفته از نگهت آب مىخورد چشمم * در آب ديده اگر تاب مىخورد چشمم
دل از شكنشكن گيسوى تو ياد آرد * چو بر تلاطم گرداب مىخورد چشمم
ز شوق ديدن دلدار مىشود لبريز * به طاق ابروى محراب مىخورد چشمم
به ياد چهرهء خورشيدى تو مىافتم * اگر به مهر جهانتاب مىخورد چشمم
سپهر سينهء مهر توام به ياد آيد * چو بر لطافت مهتاب مىخورد چشمم
هزار بار به از آفتاب بيداريست * اگر به روى تو در خواب مىخورد چشمم