بديع ( 1355 - 1283 )
عبد الحميد بديع الزّمان ، فرزند عبد المجيد مجد فرّهى ، در سال 1283 هجرى شمسى در سنندج چشم به جهان گشود و علوم مقدماتى را در همان شهر به پاى برد . ازآنپس به تحصيل علوم ادبيه و عربيه همت گماشت و از محضر اساتيد استفادت كرد و از لحاظ علاقهاى كه به تدريس و تعليم داشت به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در دبيرستانهاى تهران به تدريس پرداخت .
بديع الزّمان ، دانشمندى آگاه و شاعرى توانا بود و با زبانهاى عربى و فرانسه و انگليسى آشنايى و تسلط كامل داشت و اوقات خود را بيشتر به مطالعه صرف كرد و به تأليف و تدريس پرداخت . ازاينرو ، كمتر در مجامع ادبى ديده شده و گمنامى را بر شهرت ترجيح داده است و در نظم شعر فارسى و عربى توانا بود و نيز رسائل و كتبى تأليف كرد كه چند جلد كلاسيك آن به چاپ رسيد و آثار ديگر او بدين شرح است : 1 - تحاف الاخوان بتذكرة رجال ابن خلكان ، 2 - مخزن الادب ، 3 - شرح قصيدهء « بانت سعاد و قلبى اليوم مبتول » ، 4 - بدائع الفوائد ، 5 - موائد الفوائد ، 6 - نخب الادب ، 7 - معيار القريض ( در عروض فارسى ) ، 8 - رسالهاى در مؤلفات سيوطى ، و چند رسالهء ديگر .
بديع در سال 1355 شمسى در تهران بدرود زندگى گفت . اشعار زير از نظم اوست :
چكامه
مرا وظيفهء تدريس در دبيرستان * چه خيرها كه ندادهست رايگان به جهان
چه خير برتر از آن شد كه نوجوانان را * هرآنچه بايد آموزى و كنى تبيان
دگر مصاحبت مردمى شريف و منيع * كه جان دهند و نيابند در ازايش نان