تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
بر لوح اشك من بنوشت * حكم فناى پيكر پژمانم از بند جان به يك‌نفس آزادم * در بزم عمر يك‌شبه مهمانم گوهر نِيَم وليك گهرزايم * كوكب نِيَم وليك فروزانم بر خفتگان خستهء درمانده * چشم اميد و دست نگهبانم ازبس‌كه سوختم همه‌شب تا صبح * آتش برون جهد ز گريبانم سيل سرشك ريختم از مژگان * كمتر نگشت آتش سوزانم زنجير پاى من شده اى افسوس * سوز و گداز غصّهء پنهانم سوزم ز بخت كج‌روش و سازم * دل‌زنده‌ام ولى نه هوس‌رانم قربانى وفاى دل خويشم * عين كمال و روى به نقصانم بيمار عشق و در تب‌وتابم ليك * ثابت‌قدم در آتش جانانم در بستر است جاى تن تب‌دار * من ايستاده در تب و حيرانم پيچم به خويش تا كشدم اندوه * پاى فرار و پايهء پيمانم دود دل از سرم برود هردم * تنگ است بس‌كه عرصهء مىدانم درمان نكرد هيچ‌كس اين دردم * سوز و گداز من شده درمانم پروانه خواست بوسه زند رويم * پر سوخته فتاده به دامانم دارى اگر هواى من اندر سر * بنگر ز دود آتش و حرمانم برخوان نشان مهر و وفادارى * در سايه‌هاى شعلهء لرزانم من نيستم شرارهء اهريمن * من شعله‌اى ز آتش يزدانم

بزم عشق بر مزار حافظ

بر مزار حافظ امشب ، عشق بر پا كرده بزمى * سينه مىسوزد چو شمعى ، ديده مىبارد گلابى زهره مىخواند به چنگ شعر افسونگر سرودى * ساقى مهتاب مىريزد به جام دل شرابى
* *
ماهتاب از بوسهء حافظ خيال‌انگيز گشته * سرو مست از بوسهء مهتاب افسون‌خيز گشته