به خيالم كه مرهم ايّام * زخم دل را شفا دهد آخر
به گمانم طبيب صبر و شكيب * درد من را دوا دهد آخر
* *
ليك افسوس و صد هزار افسوس * كه مرا درد بود و درمان نى
اگرم بود بهر دل درمان * دارويش جز به پيش جانان نى
* *
تب هجران و آتش جانم * نشد از برف و سردى دى سرد
سپرى گشت بهمن و اسفند * ماند بر جا فراق و رنج و درد
* *
ابر گوهرفشان فروردين * پابهپايم گريست تا به سحر
مرغ هجران كشيده بلبل زار * ننهاد از غمم به بالين سر
* *
نرمنرمك بهار هم بگذشت * فصل ييلاق گشت و تابستان
مردم شهر با مى و مطرب * طرف كهسار دستهدسته روان
* *
سار بود و شراب و مستى و وصل * هركجا جوى آب و باغى بود
هركجا بود سايهء بيدى * عيش با خاطر فراغى بود
* *
من غمگين خسته از غم خويش * جان به لب آمده ز دورى يار
دلشكسته به دست ظلم زمان * زار از جور چرخ كجرفتار
* *
پيش چشم خيال ديدم او * ز قد سرو سايه بفكنده
من هم از جاى هر مژه جويى * ساختم ز اشك ديده آكنده
* *
پاى آن جوى اشك و سايهء وهم * روز را تا غروب سر كردم
شب هم از كورى دو چشم فلك * با خيال رخش سحر كردم
* *