تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
هريك شهرت زيادى كسب كرده و زبانزد خاص و عام گرديده و از آن جمله است قطعات : پريا ، لالايى و بارون . در شعر شاملو ، قافيه شكل خاصى به خود مىگيرد ، بدين معنى كه اغلب يك قافيه در آخر مبتدا و يك قافيه در آخر خبر قرار مىگيرد و اين دو قافيه مبتدا و خبر را به هم پيوند مىدهد . به‌عنوان نمونه ، مىتوان از شعر " سفر " او ياد كرد و او در هنگام لزوم ، وزنهاى متغير و متنوع را به جاى ريتم ثابت به كار مىبرد . شاملو از ميان شعراى معاصر ايران تنها به نيما عقيده دارد و ديگر شاعران را يا دنباله‌رو و يا صنعتگر مىداند . او در شعر معتقد است كه هنر به طور كلى بيان احساس هنرمند مىباشد و آن اثر هنرى وقتى داراى ارزش است كه هنرمند آن را مستقيما از اجتماعى كه جزو آن است احساس و كسب كند . شاملو چندى سردبير مجلهء سخن نو و يك‌چند سردبير مجلهء علمى و روزنامهء هنر نو و مجلهء روزنه بود و آهنگ صبح را با همكارى فرهنگ فرّهى منتشر كرد . شاملو گذشته از شعر و شاعرى از نويسندگان پرقدرت و بااحساس است كه در نوشتن داستان و نوول توانايى و مهارت دارد و زندگىاش از رهگذر ترجمهء آثار نويسندگان خارجى و نوشتن كتاب و مقاله و داستان مىگذشت . شاملو غير از مقالات و آثارى كه در روزنامه‌ها و مجله‌ها از او چاپ شده ، آثار و تأليفاتى نيز دارد كه مستقلا منتشر گرديده است و چند مجموعه شعر به نامهاى : باغ آينه ، آيدا در آينه ، ققنوس در باران ، مدايح بىصله ، هواى تازه ، از هوا و آينه‌ها ، مرثيه‌هاى خاك ، شكفتن در مه ، لحظه‌ها و هميشه ، برگزيدهء اشعار او ؛ و از كارهاى ديگرش كتاب ديوان حافظ ، كوچه ، ابراهيم در آتش ، ترانه‌هاى كوچك غريب ، شكفتن زرد ، همچون كوچه‌اى بىانتها ، و چند اثر ديگر را بايد نام برد .

سرود

برو ، مرد بيدار ! اگر نيست كس * كه دل با تو دارد ، همان يك‌نفس ! همه روز كارت به تلخى گذشت * شكر چند جويى در اين تلخ‌دشت ؟ به بيهوده جستن فروكاستى * قبا خستگى بر تن آراستى قبايى همه وصله بر وصله بر * قبايى ز نفرت بر او آستر