دكتر باستانى از شاعران خوشقريحه و نويسندگان توانا و محققين گرانمايهاى است كه همواره به مطالعه و تحقيق در مسائل تاريخى و ادبى اشتغال دارد و مىتوان گفت از نويسندگان موفق بوده و ثمرهء زندگى پربركتش آثار زير است كه طبع و نشر شده : پيغمبر دزدان ، نشريه فرهنگ كرمان ، راهنماى آثار تاريخى كرمان ، دورهء مجلهء هفتواد ، تاريخ كرمان ( تصحيح و تحشيه ) ، منابع و مآخذ تاريخ كرمان ، سلجوقيان و غز در كرمان ، فرماندهان كرمان ، جغرافياى كرمان ، گنجعلى خان ، وادى هفتواد ، تاريخ شاهى قراختائيان ( تصحيح و تحشيه ) ، تذكرهء صفويهء كرمان ، خاتون هفت قلعه ، آسياى هفت سنگ ، ناى هفتبند ، اژدهاى هفت سر ، كوچهء هفت پيچ ، زير اين هفت آسمان ، سنگ هفت قلم ، هشت الهفت ، يادبود من ( مجموعه شعر ) ، ذو القرنين يا كورش كبير ، ياد و يادبود ( مجموعه شعر ) ، محيط سياسى و زندگى مشير الدّوله ، اصول حكومت آتن ، يعقوب ليث ، تلاش آزادى ، شاه منصور ، سياست و اقتصاد عصر صفوى ، اخبار ايران از ابن اثير ( ترجمه ) ، از پاريز تا پاريس ، حماسه كوير ، تن آدمى شريف است . . . ، نون جو و دوغ گو ، جامع المقدّمات ، فرمانفرماى عالم ، حضورستان ، كلاه گوشه نوشين روان ، از سير تا پياز ، مار در بتكده ، ماه و خورشيد و فلك ، و . . .
آشنايى و دوستى نگارنده با استاد باستانى پاريزى ، زمانى آغاز شد كه وى در دانشسراى عالى به تحصيل اشتغال داشت و مكرر به اتفاق دوست دانشمند و نويسنده محقق استاد دكتر محمد امين رياحى يكديگر را مىديديم . در همان برخوردهاى اوليه بود كه مجذوب رفتار انسانى و شيفتهء فضائل اخلاقى او شدم . با آنكه از آن تاريخ متجاوز از چهل سال مىگذرد ، اما خاطرهء اين دوستى در قلبم همواره زنده مانده است .
بهار من
بشكفد تا در بهاران غنچهاى بر شاخسارى * يادم آيد هردم از خونين دل امّيدوارى
ميگسارى در بهاران خوش بود گر يار باشد * در گلستان با حريفان چشم مست ميگسارى
از خزان غمناكتر باشد مرا گر بگذرانم * در بهار زندگانى بىگل رويت بهارى