ارزانى تو جنّت و كوثر بود كه ما * مشتاق جام باده و رخسار سادهايم
با آنكه چرخ بسته ره آرزو به ما * رخساره برفروخته ابرو گشادهايم
اى خضر ره ، عنايتى از مرحمت كه ما * دور از طريق مقصد و بيرون ز جادهايم
از ما بپرس راه خرابات را كه ما * زين دودهء شريف و از اين خانوادهايم
راه گلوى من بگرفت آه آتشين * دانند خلق در ره تو بىارادهايم
فتوا « امين » نمىدهد اكنون به قتل خصم * ما بر خلاف مردم دون ، پاكزادهايم
نوروز
چو نوعروس جهان يافت زيب و زيور و فر * زمين ز لاله و گل شد پر از زروزيور
هواى باغ پر از مشك و عود و عنبر شد * فضاى باغ شد از ابر پردُر و گوهر
ز يمن شوكت نوروز و فرّ فروردين * گرفت محفل روحانيون صفاى دگر
ز بوسه اين دل غمديده را صفايى بخش * فكن به عاشق افسرده دل ز مهر نظر
ز راه صدق و طريق صفا مگردان روى * ز راه مهر و طريق وفا مپيچان سر
دليل راه به دست آر تا كه در ره عشق * نجات يا بى و ايمن شوى ز خوف و خطر
ز خويش رنجه مكن خاطر شكستهدلان * كه آه خستهدلان مىكند هميشه اثر
مباش در طلب مال از طريق ستم * كه زود مىرود از چنگ مال بادآور
عطاى نعمت حق را هميشه شكرگزار * كه شكر نعمت ، نعمت نمايد افزونتر
براى ديدن ياران خويش روزى چند * تو راست وقت تماشاى اين سراى دودر
غنيمت است در اين چند روزه عمر « امين » * وفا و مهر كنى در جهان زودگذر