تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

امينى ( 1301 )

سليمان امينى ، شاعر هنرمند در سال 1301 هجرى شمسى در قريهء خاكى ، از توابع سراب قدم به عرصهء حيات گذاشت ، دانشهاى مقدماتى را در مكتب ملا جواد امين العلماء زادگاهش فراگرفت و با استعداد و ذوقى كه در شعر داشت از محضر ارباب فضل كسب دانش كرد . آنگاه به استخدام بيمارستان شاهپور درآمد و به امور دفترى مشغول كار شد . امينى شاعرى است كه در هنر خوشنويسى مهارت دارد و از اين رهگذر كتابهاى زيادى را با خط خوش تحرير كرده و به يادگار گذاشته است . اشعار امينى شامل دو قسمت است : يك قسمت به موضوعات مذهبى اختصاص دارد و در مدايح و مراثى ائمهء اطهار عليهم السلام سروده شده و به نام " نواهاى نينوا " كه به زبان آذربايجانى است و قسمت ديگر به نام " گلهاى خودرو " كه با مقدمه شادروان استاد شهريار طبع و نشر شده است و بيشتر اشعارش جنبهء عرفانى دارد . نمونه‌هاى زير از شعر اوست :

كوى ولا

شكر للّه راه در كوى ولا داريم ما * بار بر دربار ارباب صفا داريم ما همنشين با زمرهء دارندگان باطنيم * روى دل صبح و مسا سوى خدا داريم ما محفل ما با فروغ شمع وحدت روشن است * جمله خاطر فارغ از ريب و ريا داريم ما اى كه مىگويى وفا در عصر ما چون كيمياست * هم وفا داريم ما ، هم كيميا داريم ما آشنا با رنج و اندوهيم و بيگانه ز خويش * در ره جانان ، ولى درد آشنا داريم ما هرچه پيش آيد خوش آيد در طريق عشق يار * عادت ديرين به تسليم و رضا داريم ما