حكمت را نيز فراگرفت .
امير از شعراى غزلسراى بنام معاصر است كه به فارسى و عربى هر دو شعر مىسرود و بعضى از اشعار عربى او در روزنامهء اقدام چاپ و منتشر شده است . او شيوهاش در شعر غزلسرايى بود و به سبك هندى ( اصفهانى ) شعر مىسرود و شعرش از انسجام لفظ و مضامين لطيف و عالى مشحون است . ديوان اشعارش به كوشش دختر دانشمندش ، دكتر امير بانو ( مصفّا ) چاپ و منتشر شده است .
از آثار ديگر اميرى فيروزكوهى منظومهء عفافنامه است كه طبع شده و اثر ديگر او احقاق الحق در انتصار از شعراى عصر صفوى و دفاع از سبك هندى مىباشد كه هنوز به چاپ نرسيده است . بارى ، امير در نوزدهم مهر ماه سال 1363 بدرود زندگى گفت .
گل كتاب
آتشم امّا ز بىعشقى چو آب افسردهام * نخل سرسبزم ز هجر آفتاب افسردهام
در من اى سوز محبّت در نمىگيرى چرا * رحم كن بر من كه از سردى چو آب افسردهام
مردم از غم در پناه باده بگريزند و من * در پناه غم گزيدم كز شراب افسردهام
برنمىخيزد به آب مى غبار از خاطرم * خار خشكم با سحاب و بىسحاب افسردهام
نيست جز در بىقرارى راحت و آرام من * قلب گرم عاشقم بىاضطراب افسردهام
از درنگم در جهان ديوخو آرام نيست * عمر قدسىطينتانم بىشتاب افسردهام
تاروپود جان لرزانم به آهى بسته است * زان در اين درياى حيرت چون حباب افسردهام
آنچه ما داريم يا ربّ زندگانى نيست ، نيست * خورد و خواب است اين و من زين خورد و خواب افسردهام