تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
حكمت را نيز فراگرفت . امير از شعراى غزلسراى بنام معاصر است كه به فارسى و عربى هر دو شعر مىسرود و بعضى از اشعار عربى او در روزنامهء اقدام چاپ و منتشر شده است . او شيوه‌اش در شعر غزلسرايى بود و به سبك هندى ( اصفهانى ) شعر مىسرود و شعرش از انسجام لفظ و مضامين لطيف و عالى مشحون است . ديوان اشعارش به كوشش دختر دانشمندش ، دكتر امير بانو ( مصفّا ) چاپ و منتشر شده است . از آثار ديگر اميرى فيروزكوهى منظومهء عفاف‌نامه است كه طبع شده و اثر ديگر او احقاق الحق در انتصار از شعراى عصر صفوى و دفاع از سبك هندى مىباشد كه هنوز به چاپ نرسيده است . بارى ، امير در نوزدهم مهر ماه سال 1363 بدرود زندگى گفت .

گل كتاب

آتشم امّا ز بىعشقى چو آب افسرده‌ام * نخل سرسبزم ز هجر آفتاب افسرده‌ام در من اى سوز محبّت در نمىگيرى چرا * رحم كن بر من كه از سردى چو آب افسرده‌ام مردم از غم در پناه باده بگريزند و من * در پناه غم گزيدم كز شراب افسرده‌ام برنمىخيزد به آب مى غبار از خاطرم * خار خشكم با سحاب و بىسحاب افسرده‌ام نيست جز در بىقرارى راحت و آرام من * قلب گرم عاشقم بىاضطراب افسرده‌ام از درنگم در جهان ديوخو آرام نيست * عمر قدسىطينتانم بىشتاب افسرده‌ام تاروپود جان لرزانم به آهى بسته است * زان در اين درياى حيرت چون حباب افسرده‌ام آنچه ما داريم يا ربّ زندگانى نيست ، نيست * خورد و خواب است اين و من زين خورد و خواب افسرده‌ام
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 369 | سيد محمد باقر برقعى