تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
همت گماشت و با سختى و دشوارى معيشت كرد و چند ماهى نيز به زندان افتاد و به قول خودش « براى هميشه از سياست كناره گرفت » و تنها به كارهاى ادبى پرداخت . اميد در سال 1330 مجموعه‌اى از اشعارش را به نام « ارغنون » به چاپ رسانيد و در سال 1332 در يكى از مسابقه‌هاى ادبى شركت كرد و برندهء جايزه گرديد ازآن‌پس همكارى خود را با مطبوعات آغاز كرد و آثار نظم و نثرش در روزنامه‌ها و مجله‌ها به چاپ رسيد و در ضمن با راديو همكارى كرد و در موضوعات ادبى و هنرى مطلب مىنوشت و در كنار آن فيلمهاى مستند را نيز دوبله مىنمود . از آثار او آنچه طبع و نشر يافته به شرح زير است : 1 - ارغنون ، 2 - آخر شاهنامه ، 3 - زمستان ، 4 - از اين اوستا ، 5 - شكار ، 6 - در حياط كوچك پاييز در زندان ، 7 - بهترين اميد ، 8 - برگزيده از شعرهاى اميد ، 9 - بدعتها و بدائع نيما ، 10 - ادب الرفيع ، 11 - منظومهء سواحلى ، 12 - دوزخ اما سرد ، 13 - تو را اى كهن بوم و بر دوست دارم ، و چند اثر ديگر . اميد در سالهاى اخير به‌عنوان استاد زبان و ادبيات فارسى در دانشگاههاى تهران و تربيت معلم و شهيد بهشتى تدريس مىكرد و سرانجام در سال 1369 در تهران بدرود حيات گفت و جنازه‌اش را به مشهد انتقال دادند و در جوار مقبره فردوسى به خاك سپردند . اخوان ثالث شاعرى توانا و خوش‌قريحه و بااستعداد و نويسنده‌اى محقق و كنكاشگر بود . تحقيقاتش در زمينه‌هاى ادبى نمايانگر اطلاع و احاطه او در شعر و ادب فارسى بود . وى در سرودن شعر به سبك كلاسيك و نو ، هر دو طبع‌آزمايى كرد و به خوبى از عهده هر دو قسمت برآمده است . در فن قصيده‌سرايى شيوهء اساتيد كهن خراسان ، خاصه منوچهرى را پى گرفت و در غزلسرايى از استادى و مهارت خاصى برخوردار بود و غزلياتش از لطف كلام و مضامين عالى بهره‌مند مىباشد . اخوان ثالث از شعرايى است كه در شعر معاصر ايران جايى را براى خود گشود و سبك و شيوه‌اش شهرت يافت و طرفدارانى پيدا كرد و مرگش موجب تأثر و تأسف عموم گرديد و جمعى از شعراى ايران در رثايش مرثيتها سرودند و بر درگذشتش اندوهگين شدند .