تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢

خاطرات غم‌انگيز

به خاطر تو گذشتم ز يادگار گذشته * تو هم گذشتى و حيران شدم به كار گذشته گذشت عمر عزيز و تو را نديده گذشته * ز خاطرات غم‌انگيز انتظار گذشته بشوى از رخ زرد من اى سرشك خدا را * غبار حسرت و اندوه روزگار گذشته بهار زندگىام شد خزان و خير نديدم * نه از خزان كنونى نه از بهار گذشته نشاط و شور جوانى ز كف به عشق تو دادم * ز كوى خويش مرانم به اعتبار گذشته « اميد » زندگىام بودى و ز دست برفتى * كنون ترانه سرايم به يادگار گذشته

خزان عمر

امروز كه رنگ و بويى اندر گل ماست * چون لاله بجز آتش و خون در دل ماست فردا كه خزان به گلشن عمر وزيد * اى لاله‌رخان چه از جهان حاصل ماست

نوش و نيش

اين نوش جهان كه خالى از نيش نبود * شايستهء اين شتاب و تشويش نبود اكنون كه گذشته زندگى مىفهميم * عمر من و تو فسانه‌اى بيش نبود

محكوم زمان

ما مرغ گفتار جهانيم همه * محكوم زمانيم و مكانيم همه هر شمع برافروخته شد چند صباح * پروانه‌صفت عاشق آنيم همه

مات شديم

تا معتكف كوى خرابات شديم * آسوده از اين وهم و خرافات شديم زان روز كه با پيادگان بنشستيم * در بازى شطرنج جهان مات شديم