تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
از آثار و تأليفات اوست : كشف الاسرار ، تحرير الوسيله ، كتاب الصلاة ، كتاب المكاسب ، كتاب الطهارة ، كتاب الخلل ، كتاب البيع ( در پنج مجلد ) ، مصباح الهدايه ( شرح دعاى سحر ) ، چهل حديث برگزيده در اخلاق ، آداب نماز ، سرّ الصلاة ، منشور روحانيت ، محرم اسرار ، ره عشق ، كوثر ، بادهء عشق ، نقطهء عطف ، صحيفهء نور ، آزادى اقليتهاى مذهبى ، روحانيت ، دانشگاه و انقلاب فرهنگى ، جنگ و جهاد ، گروههاى سياسى ، فلسطين و صهيونيسم ، ملىگرايى ، استعمار و ابرقدرتها ، مستضعفين و مستكبرين ، سلطنت و تاريخ ، شهيد و شهادت ، زن ، نهادهاى انقلابى ، و چندين اثر ديگر .

جلوهء و الا

ديده‌اى نيست نبيند رخ زيباى تو را * نيست گوشى كه همىنشنود آواى تو را هيچ دستى نشود جز برِ خوانِ تو دراز * كس نجويد به جهان جز اثر پاى تو را رهرو عشقم و از خرقهء مسند بيزار * به دوعالم ندهم روى دلاراى تو را قامت سروقدان را به پشيزى نخرد * آنكه در خواب ببيند قد رعناى تو را به كجا روى نمايد كه تواش قبله نه‌اى * آنكه جويد به حرم منزل و مأواى تو را همه جا منزل عشق است كه يارم همه جاست * كوردل آنكه نيابد به جهان جاى تو را با كه گويم كه نديده‌ست و نبيند به جهان * جز خم ابرو و جز زلف چليپاى تو را دكهء علم و خرد بست درِ عشق گشود * آنكه مىداشت به سر علّت سوداى تو را بشكنم اين قلم و پاره كنم اين دفتر * نتوان شرح كنم جلوهء والاى تو را

عاشق ديدار

هيچ دانى كه من زار گرفتار توام * با دل‌وجان سبب گرمى بازار توام هر جفا از تو به من رفت به منّت بخرم * به خدا يار توام يار وفادار توام تار گيسوى تو آخر به كمندم افكند * من اسير خم گيسوى تو و تار توام بس كن اى جغد ز ويرانهء خود دم نزنيد * كه در اين دايره من نقطهء پرگار توام عارفان پرده بيفكند به رخسار حبيب * من ديوانه گشايندهء رخسار توام عاشقان سرّ سويداى تو را فاش كنند * پيش من آى كه من محرم اسرار توام روى بگشاى بر اين پير ز پا افتاده * تا دم مرگ به جان عاشق ديدار توام