تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
هر طرز نوى كه در جهان روى نمود * نه از همه ديرتر فراگير نه زود نه پيشرو طرز نوين بايد شد * نه پى سپر رسم كهن بايد بود
* * *
از صحبت مردمان دل‌آزرده مشو * گيرم كه نمىپسندى افسرده مشو سرسبز بزى چو غنچه عمرى با خار * همچون گل سرخ زود پژمرده مشو
* * *
ديشب كه اتومبيلش افروخته رفت * آتش به دل از عشق وى اندوخته رفت با آتش و آه و با دل سوخته رفت * گويى ره عشق از من آموخته رفت
* * *
اى مرغ چو آزاد برآيى ز قفس * آزادى مطلق نكنى هيچ هوس آزادى سودمند آن باشد و بس * كز وى نرسد زيان به آزادى كس
* * *
روزى كه برفت آن بت عهدشكن * آهم ز فلك گذشت و اشك از دامن بگريستم و بگفتم اى دل به شكيب * خنديد و به من گفت شكيبايى و من ؟
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 311 | سيد محمد باقر برقعى