تربيتى و اجتماعى اختصاص داد . نمونههاى زير از نظم اوست :
در تعليم و تربيت
سهگونه بود رواج عقيده در عالم * كه مرد از آن سه سرى جست و پيروان اندوخت
يكى به زور كه تا مردمانش بپذيرند * بكشت مردم و بنياد كند و خانه بسوخت
دوديگر آنكه عقيدت به سيم و زر بخرند * بدانكسىكه عقيدت به سيم و زر بفروخت
سه ديگر آنكه به تعليم و تربيت پرداخت * چراغ علم به تعليم و تربيت افروخت
چو رفت زور و زر آن هر دو نيز باز ببست * بماند آنچه به تعليم و تربيت آموخت
مادر دانا
مادر دانا تواند پرورد فرزند را * تندرست و پردلوجان سخت و با عزم و متين
در تن سالم بود عقل متين و فكر خوب * كى توان از ناتوانان خواست اوصافى چنين
ناتوانى خيزد از ناتندرستى در جهان * هست آرى تندرستى با توانايى قرين
اى زن نادان مپرور بچه را ناتندرست * بچه نازادن به از ششماهه افكندن جنين
بستاييد !
آن كسى را بستاييد كه اندر همه عمر * بهر آسايش مردم قدمى بردارد
نيكمرد آنكه نگردد دل او هرگز شاد * مگر از خاطر كس بار غمى بردارد