سياه روز توام اى غزال چشم سياه * بيا كه شمع فروزان شام تار منى
تو آفتاب سپهر وجاهتى مه من * تو شاه كشور حسنى تو تاجدار منى
خوش آن شبى كه ببينم بهرغم ماه فلك * تو اى ستارهء تابان دل كنار منى
گِلم سرشته گُل من به مهر تو ز ازل * قسم به جان تو كه عشق پايدار منى
به لب ز هجر تو جانم رسيده جان عزيز * چه شد كه بىخبر از درد انتظار منى ؟
خداى را تو بدين آه و زارىام مپسند * تو اى شكوفه خندان كه جان شكار منى
كرشمهاى ، نگهى ، عشوهاى ، شكرخندى * تو تا به كى پى آزار قلب زار منى ؟
قدم ز مهر بدين چشم بىفروغم نه * كه نور ديدهء پرخون و اشكبار منى
گذشت عمر و چو « ارفع » هنوز مىگويم * گل منى و ، اميد منى ، بهار منى
اى كاش
اى كاش ز دست تو شبى جام بگيرم * جام از تو به كام دل ناكام بگيرم
تو مست ز مى افتى و من مست ز وصلت * آرامش دل يابم و آرام بگيرم
از بادهء وصل تو شوم سرخوش و سرمست * وز چشم و لبت پسته و بادام بگيرم
هرچند كه از دادن بوسه كنى امساك * من بوسه ز لعل تو به ابرام بگيرم
رندانه زنم بر همه اعضاى تو بوسه * داد دل از اين گردش ايّام بگيرم
صد چاك كنم جامهء تقوا به بر ، اى گل * گر بوسهاى از آن رخ گلفام بگيرم
سرمست شوم از مى ميناى محبّت * وز پيش نظر پردهء اوهام بگيرم
« ارفع » دلم از نام به تنگ آمده ، خواهم * زين پس روش مردم گمنام بگيرم
بگذار
بگذار خراب از مى ميناى تو باشم * سرمست ز صهباى تمنّاى تو باشم
بگذار به كام دل ناكام شبى هم * همراز تو در خلوت تنهاى تو باشم
بگذار كه چون آينهاى آينهطلعت * حيران تو و محو تماشاى تو باشم
بگذار حريصانه لب لعل تو بوسم * تا چند خوش از عالم رؤياى تو باشم ؟
بگذار كه اى غنچه نوخاسته زين پس * بلبلصفت از دل همه شيداى تو باشم
بگذار شبى بر سر دوش تو نهم سر * هم طالع گيسوى سمنساى تو باشم