كشمشم را هم بايد بخورم * توى يك ليوان هم آب بنوشم با تو
همهء دلخوشى من اين است * كه كسى باشد باهم پرواز كنيم
پك به يك سيگار باهم بزنيم * پشت يك پنجره بنشينيم
زنده بودن را باهم تقسيم كنيم * در كف دست به هم آب بنوشانيم
دلخوشى را باهم * روى يك بوم به رنگ سبز ترسيم كنيم
و كنارش بنشينيم و هوايى بخوريم . * دلخوشى هرجا هست ،
يك سبد لبخند برايش ببريم * و بگوييم سلام
سفره بىنان و هوا آلودهست * هيچ مىدانى چند سال است كه از ما قهرى ؟
با تو امّا دل ما آسودهست * دلخوشى جان از ما قهر نكن
ما ، اگر قهر كنى مىميريم * ما غلط كرديم
ما دگر « بونه » نمىگيريم
رخداد
گاو زردى را ديدم در راه شمال * داشت كاغذ مىخورد
من به او سيب تعارف كردم * بچهها خنديدند .