اى صاحب كرامت
گلرنگهاى ايمان پر كرد خواب ما را * امّا نكرد درمان حال خراب ما را
از اسبمان درافكند اين گوژپشت كجگرد * پشت فلك نياورد زين بيش تاب ما را
نقّاش رنگنشناس رنگى به هم دوانيد * تا بركشيد صد نقش هر پيچوتاب ما را
پرواز رنگ بر بوم زان دست نقشپرداز * هر لحظه كرد پررنگ نقش عذاب ما را
باغ اميد فردا بوى لجن پراكند * اى باغبان چه گويى فردا جواب ما را
خطى به خون نوشته در پيش چشممان بود * وقتى كه عرضه كردند بر ما حساب ما را
چشمان رهزنان را آنگه نشانه رفتيم * كز ما ربوده بودند دزدان خشاب ما را
گلواژهء عدالت شعريست ناسروده * زين كشت نو بينداز خالى سراب ما را
ما كور رهسپاريم « اى صاحب كرامت » * آهنگ تازهاى بخش چرخ شتاب ما را
اى واژهء مقدس با خون ما مياميز * كاشفتهتر نسازيد بازار خواب ما را
لبخند گل در اين باغ پايان عمر غنچهست * وقت است تا بگيريد اينك گلاب ما را
كو رستمى كه آيد و ز ژرفناى درّه * بر قلّههاى پربرف بندد طناب ما را
يك لب سرود تسليم بر اين قلم نرفتهست * صد بار اگر بخوانى از نو كتاب ما را
چشم « اديب » افشاند فوّارهها بر آفاق * تا كهكشان بنوشد خونين شراب ما را
سرود پيروزى
از كتاب سبز باران فصل فردا را بخوان * صبح از ره مىرسد « انّا فتحنا » را بخوان
« سوى شورستان روان كن شاخى از آب حيات » * و ز شكاف سنگ ، اعجاز مسيحا را بخوان
خرمن شهزادهء گل بود و تاراج خزان * سفرهء گل را ببين ، بيداد يغما را بخوان
در حريق سبزهزاران رقص توفان را نگر * روى اين سجّاده اوراد تماشا را بخوان
لالهزاران داغدار بوسهء شلّاقهاست * از همين گلداغها سرّ سويدا را بخوان