تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

اى صاحب كرامت

گلرنگهاى ايمان پر كرد خواب ما را * امّا نكرد درمان حال خراب ما را از اسبمان درافكند اين گوژپشت كج‌گرد * پشت فلك نياورد زين بيش تاب ما را نقّاش رنگ‌نشناس رنگى به هم دوانيد * تا بركشيد صد نقش هر پيچ‌وتاب ما را پرواز رنگ بر بوم زان دست نقش‌پرداز * هر لحظه كرد پررنگ نقش عذاب ما را باغ اميد فردا بوى لجن پراكند * اى باغبان چه گويى فردا جواب ما را خطى به خون نوشته در پيش چشممان بود * وقتى كه عرضه كردند بر ما حساب ما را چشمان رهزنان را آنگه نشانه رفتيم * كز ما ربوده بودند دزدان خشاب ما را گل‌واژهء عدالت شعريست ناسروده * زين كشت نو بينداز خالى سراب ما را ما كور رهسپاريم « اى صاحب كرامت » * آهنگ تازه‌اى بخش چرخ شتاب ما را اى واژهء مقدس با خون ما مياميز * كاشفته‌تر نسازيد بازار خواب ما را لبخند گل در اين باغ پايان عمر غنچه‌ست * وقت است تا بگيريد اينك گلاب ما را كو رستمى كه آيد و ز ژرفناى درّه * بر قلّه‌هاى پربرف بندد طناب ما را يك لب سرود تسليم بر اين قلم نرفته‌ست * صد بار اگر بخوانى از نو كتاب ما را چشم « اديب » افشاند فوّاره‌ها بر آفاق * تا كهكشان بنوشد خونين شراب ما را

سرود پيروزى

از كتاب سبز باران فصل فردا را بخوان * صبح از ره مىرسد « انّا فتحنا » را بخوان « سوى شورستان روان كن شاخى از آب حيات » * و ز شكاف سنگ ، اعجاز مسيحا را بخوان خرمن شهزادهء گل بود و تاراج خزان * سفرهء گل را ببين ، بيداد يغما را بخوان در حريق سبزه‌زاران رقص توفان را نگر * روى اين سجّاده اوراد تماشا را بخوان لاله‌زاران داغدار بوسهء شلّاقهاست * از همين گل‌داغها سرّ سويدا را بخوان