نگار " توسط مؤسسهء انتشاراتى پاژنگ طبع و نشر شد .
اديب شاعرى توانا و از استعداد كافى برخوردار است زبان شعرش شيوا و رساست و در شعر كلاسيك و نو هر دو طبعآزمايى كرده و توانايى خود را نشان داده است و از انواع شعر كلاسيك ، به سرودن غزل علاقهء بيشترى دارد . نمونههاى زير از نظم اوست :
مرواريد سياه
چو مرواريد ماندم در ته بحر فراموشى * همانجا مُردم و مدفون شدم در عمق خاموشى
نه نفرينى به بخت خويش كردم از تُنُك صبرى * نه فريادى برآوردم در آن قعر از سبكجوشى
اگر بر سينهء دلدار ننشستم چو مرواريد * نصيبم بود با اشباح مرجانها هماغوشى
گهى افتادم از يكسو به جولانگاه هشيارى * گهى غلتيدم از سويى به خلوتگاه بىهوشى
مرا آن تهنشينىها چهها آموخت از دوران * كه راز صبر در گوش صدف گفتم بناگوشى
پيام خون خود را مىنوشتم بر كلاه موج * اگر مىگشت در رگهاى من خون سياووشى
چو من شوريدهحالان را دگر حالى نمىبخشد * نه سرمستى ، نه رسوايى ، نه شيدايى ، نه مدهوشى
خوشا مستى كه بر هر درد بىدرمان دوا باشد * ولى افسوس ! مستى هم نمىآرد فراموشى
كسى قدر مرا نشناخت من هم دم فروبسته * چو مرواريد خون خوردم ز درد خانه بر دوشى
بلى تا دور بودم من ، سراپا كور بودم من * كه در ساحل چه گندى هست و من در خواب خرگوشى
من و تو هر دو مرواريد درياهاى بىناميم * به بخت ما نمىآيد « اديبا » اين سيهپوشى